انواع  نطامهای کشاورزی پایدار

انواع نظام هاي كشاورزي و كشاورزي پايدار

هر نظام كشاورزي بر اساس يك ايدئولوژي و هدف خاصي مطرح گرديده است كه در جاي خود داراي ارزش و اعتبار خاصي است. اما گاهي شيوه هاي افراطي و يك جانبه نگرانه باعث عدم پيشرفت و تكامل آنها گرديده است و بر اشكالات آنها سرپوش نهاده است. از آنجايي كه كشاورزي پايدار شكل كامل شده اي از نظام هاي كشاورزي پيش از خود مي باشد. لذا، انواع نظام هاي كشاورزي را مرور خواهيم نمود كه تا يك حالت مقايسه اي براي استفاده كنندگان پيش آيد.

كشاورزي ارگانيك: برخي معتقدند كه اصطلاح ارگانيك و پايدار يكي هستند. كشاورزي ارگانيك را مي توان به عنوان نوعي كشاورزي تعريف نمود كه هدف آن ايجاد سيستم هاي توليدي كشاورزي يكپارچه نظام يافته و انساني است كه تضادي با منافع اكولوژيكي و اقتصادي ندارد.

به نقل از لوراند(1996) كشاورزي ارگانيك حيات را به عنوان يك اكوسيستم زنده مي شناسد كه در آن :

-  طبيعت روي زمين، يك اكوسيستم زنده است اگرچه ذاتاٌ ماده مي باشد.

-   مواد براساس استفاده متعادل اكولوژيكي، مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.

-   مزرعه به عنوان يك جزء يكپارچه از اكوسيستم بزرگتر ديده مي شود.

-  سيستم ارگانيك به پيچيدگي اكوسيستم تأكيد دارد.

در اين نوع كشاورزي درجه اطمينان نسبت به منابع تجديد شدني مورد بهره برداري توسط بخش كشاورزي به حدي است كه امكان و توان توليد مقادير قابل قبولي از محصولات زراعي و دامي و مواد غذايي مورد نياز انسان و هم چنين شرايطي از قبيل مصونيت در برابر آفات و بيماري ها براي گياهان و دام ها فراهم مي آيد.

بنابراين، هدف پايداري در بطن مفهوم كشاورزي ارگانيك نهفته است و يكي از عوامل اصلي تعيين كننده در پذيرش يا اعمال روش هاي توليدي ويژه است. عامل اصلي كه موجب تمايز كشاورزي ارگانيك از ساير روش هاي كشاورزي پايدار مي شود وجود استانداردهاي مدوني است كه براي تعيين ضابطه دقيق تفاوت بين سيستم كشاورزي ارگانيك و ساير سيستمهاي زراعي به ويژه در رابطه با اهداف بازاريابي به كار مي رود.

كشاورزي ارگانيك بخشي از كشاورزي پايدار مي باشد كه بيشتر به ابعاد اكولوژيكي آن تأكيد مي كند. ويژگي هاي عمده كشاورزي ارگانيك عبارتند از:

-  حفظ حاصلخيزي خاك در دراز مدت از طريق نگهداري مقدار مواد آلي آن در حد مطلوب و بهبود فعاليت بيولوژيك خاك و استفاده از روش هاي مكانيكي.

-  اعمال روش هاي جامع مديريت دام با توجه كامل به سازگاري هاي تكاملي آنها و نيازهاي رفتاري و تأمين نيازهاي دام از لحاظ نوع تغذيه, محل اسكان, وضعيت بهداشتي, زاد و ولد و پرورش نوزادان.

- تهيه مواد غذايي مورد نياز زراعي از طريق استفاده از منابع غذاي غير محلول كه توسط فعاليت ميكروارگانيسمي خاك در دسترس گياه قرار مي گيرد.

-  خود كفا بودن خاك از نظر ازت از طريق استفاده از بقولات و تثبيت بيولوژيكي ازت و بازيافت مؤثر مواد آلي از جمله بقاياي گياهان زراعي و ضايعات دامي.

-       كنترل علف هاي هرز, بيماري ها و آفات با تأكيد بر استفاده از روش هايي چون تناوب زراعي, بكارگيري دشمنان طبيعي, تنوع كودهاي آلي, واريته هاي مقاوم و زودرس, مداخله بيولوژيكي و شيميايي(عماني،1381).

كشاورزي پايدار كم نهاده(LISA): يكي از اصطلاحاتي كه با كشاورزي پايدارمترادف در نظر گرفته مي شود,كشاورزي پايدار كم نهاده  است. نظام هاي كشاورزي پايدار كم نهاده در پي آن هستند كه هر زماني كه امكان داشته باشد، استفاده از نهاده هاي خارجي توليد مانند كودها و آفت كش ها را به حداقل برسانند.

هزينه هاي توليد را كاهش دهند, از آلودگي آب هاي سطحي و زير زميني اجتناب كنند و بقاياي آفت كش ها در مواد غذايي را كاهش دهند، خطر كلي كه زارع با آن مواجه است را پايين بياورند وسودآوري كوتاه مدت و دراز مدت مزرعه را افزايش دهند(پاو و همكاران،1990).

هم چنين اظهارمي دارند كه دليل ديگر تمركز بر نظام هاي زراعي كم نهاده آن است كه اكثر نظام هاي پرنهاده دير يا زود با شكست مواجه مي شوند. زيرا در دراز مدت به لحاظ اقتصادي و اكولوژيكي پايدار نيستند.

بازگشت به كشاورزي كم نهاده چه از نظر اقتصادي و چه از نظر انساني واقع گرايانه نيست، زيرا منجر به كاهش توليد مواد غذايي و افزايش قيمت آنها مي گردد.

ادامه كشاورزي كم نهاده كه مشخصه كشورهاي جهان سوم است، فقط باعث تداوم دور باطل نهاده كم, عملكرد كم كه كشاورز معيشتي از آن خلاصي ندارد، خواهد شد .(FAO,1998)

كشاورزي آلترناتيو: سيستم كشاورزي آلترنايتو به صورت زير تعريف مي شود : هدف اين سيستم توليد مواد غذايي با كيفيت بالا, هزينه معقول با استفاده حداقل از سوخت فسيلي و ساير منابع كمياب, كاهش فرسايش و تخريب خاك, كاهش و به حداقل رساندن اثرات محيطي مورد استفاده قرار مي گيرد و براي رسيدن به اين اهداف به روش هاي معمول طبيعي براي كنترل بيمار ي ها,حشرات، آفات و استفاده كافي از منابع مواد غذايي گياهي و مواد ارگانيك استفاده مي شود.

اين تعريف اختلاف بسيار كمي با كشاورزي پايدار دارد. انتخاب لغت آلترناتيو احتمالاٌ بر اين تأكيد دارد كه اين نوع كشاورزي مي تواند توليد غذا و اهداف كشاورزي را تأمين مي نمايد و در عين حال از مشكلات كشاورزي متعارف در تخريب منابع طبيعي و محيط زيست اجتناب نمايد. كشاورزي پايدار نيز مانند كشاورزي آلترناتيو به صورت يك اصطلاح جامع و كلي مورد استفاده قرار مي گيرد(يانگ و برگ، 1986).

انجمن ملي پژوهش آمريكا(1989) كشاورزي آلترناتيو را هر نوع سيستم توليد فيبر و غذا مي داند كه اهداف زير را به صورت سيستمي تامين مي نمايد :

-  تلفيق بيشتر فرايندهاي طبيعي مانند چرخه هاي مواد, تثبيت نيتروژن, شكارگرهاي مرتبط با فرايندهاي توليد كشاورزي.

-  كاهش در مصرف نهاده هاي خارج از مزرعه.

- استفاده توليدي بيشتر از ظرفيت ژنتيكي و بيولوژيكي گونه هاي گياهي و حيواني.

- بهبود ارتباط بين الگوهاي كاشت و پتانسيل توليدي و محدوديت هاي فيزيكي زمين هاي كشاورزي براي اطمينان از پايداري بلند مدت سطوح توليد جاري.

- سودآوري و توليد كافي با تأكيد بر بهبود مديريت مزرعه و حفاظت از منابع بيولوژيكي و منابع آب و خاك.

كشاورزي بيوديناميك : يك سيستم كشاورزي زنده , پويا و پيچيده مي باشد كه در آن :

- زمين يك موجود زنده در يك جهان زنده پنداشته مي شود كه با يك ماتريس روحي-فيزيكي مشخص مي شود. به عبارت ديگر، زمين يا كشاورزي داراي دو بعد روحي و مادي مي باشد.

-   اجرام حاملان نيروهايي هستند كه زندگي را منجر مي شوند.

-  ريتم هاي سماوي مستقيماٌ بر زندگي زميني تأثير مي گذارند. روش هاي كشت, زمان كشت يا ساير عمليات كشاورزي از گذر ماه ها يا وقوع پديده ها يا ريتم هاي آسماني تبعيت مي كند.

- مزرعه يك فرديت روحي ديناميك و زنده مي باشد.

- در عمل يك تمركز قوي بر تعادل تنوع زيستي و مصونيت حيوانات و نباتات وجود دارد(لوراند، 1996).

كشاورزي سنتي: كشاورزي سنتي اصطلاحي است كه حتي امروزه در مورد كشورهاي در حال توسعه و براي كشاورزي در دوره هاي اوليه به كار برده مي شود. اين نوع كشاورزي از يك فرهنگ تا فرهنگ ديگر از يك ناحيه تا ناحيه ديگر بعضي از اوقات از قبيله اي به قبيله ديگر تفاوت دارد. كشاورزي سنتي اغلب بر اساس الگوهاي رايج به كشاورزي مي پردازند.

كاشت, داشت و برداشت آنها بر پايه كارهاي مرسوم كه به وسيله والدين و اجداد كه در عرف آنها تلفيق شده انجام مي شود. نوآوري ها به طور مداوم سود طلب نبوده و نوعاٌ ميزان پذيرش آنها كند مي باشد و تنوع زيستي جزئي از اعمال سنتي ها است كه ريشه در نياز كشاورزان به خود كفايي با امكان تنوع بيشتر دارد(لوراند، 1996).

اين كشاورزي مبتني بر تأمين نيازهاي روزمره كشاورز است و باعث كاهش انرژي و منابعي  مي شود كه در غير اين صورت مي توانست در دراز مدت قابل دسترسي باشد. در اين حالت نقش دولت توسعه نيافته بر ثبات مي باشد و فقط نيازهاي آنهايي كه در قدرت هستند، تأمين مي شود.

كشاورزي تجاري (صنعتي): كشاورزي تجاري به طور گسترده براي ترسيم كشاورزي معاصر آمريكا استفاده شده است، به نظر لوراند(1996) : در اين نوع كشاورزي، يا مزرعه يك بنگاه اقتصادي است كه هدف آن به حداكثر رساندن سود كوتاه مدت مبتني بر كارايي ترين استفاده از منابع و بيشينه سازي كارآيي نيروي كار و تكنولوژي مي باشد و در آن :

-      زمين يك منبع نسبتاٌ نامحدود از منابع قابل بهره برداري است.

-       مزرعه اغلب به عنوان يك ماشين يا كارخانه ديده مي شود.

-       تأثيرات عوامل جوي به وسيله تكنولوژي بر طرف شده است.

-       حيوانات و انسان فقط در زمينه جريان پولي ديده مي شوند.

-       نوآوري عموماٌ مورد جستجو هستند و ارزشيابي بر مبناي ميزان مهم در ايجاد ارزش افزوده مي باشد.

-       تنوع زيستي به صورت اقتصادي و متناقص با كارآيي ديده مي شود.

به اين صورت، اين روش اختلاف زيادي با كشاورزي سنتي دارد. اين كشاورزي مبتني بر توسعه رشد و غلبه بر طبيعت است. مسايل مربوط به سرمايه گذاري ،وام و سوددهي در مورد عمليات فعلي كشاورزي انگيزه تمايل به سمت نظام هاي پايدارتر را كاهش داده است.

كشاورزي تجاري با خود تكنولوژي ها,ديدگاه هاي جهاني و انتظارات اجتماعي را به همراه دارد كه مانع از آزادي عمل كشاورزان براي تغيير روش هاي خود مي شود. به طور خلاصه، كشاورزي متعارف نوعي كشاورزي است كه بر پايه تمركز سرمايه واحدهاي بزرگ توليد, مكانيزاسيون در حد بالا, توليد تك محصولي و استفاده بيش از حد از كودهاي شيميايي, علف كش ها و آفت كش هاي شيميايي و توليد فشرده محصولات دامي استوار است (كرمي,1377).

جدول2-2:مقايسه نظام‌هاي كشاورزي معيشتي ،تجاري و پايدار

هويت ابعاد

معيشتي

تجاري

پايدار

هويت اجتماعي

خانواده

خود

جامعه

دنياي واقعيتها

گذشته

حال

آينده

فرايندهاي اصلي بين افراد

تضاد

رقابت

همكاري

ماهيت تغيير

كنترل نشده وغير قابل كنترل

كنترل شده

برنامه ريزي و پيش بيني شده

رابطه با طبيعت

صدمه پذير به طبيعت

كنترل بروي طبيعت

هماهنگ با طبيعت

روابط بين افراد

عدم اعتماد دو جانبه

حقوق فردي

نيازهاي جامعه

منابع طبيعي

محدود و مصرف مي شوند

توسعه يافته مصرف  مي شوند

محدود, حفظ و نگهداري

انگيزه عمل

اطمينان و امنيت

ارضاء فردي

بهبود خانواده

نقش دولت

توسعه نيافته، بي ثبات وفقط نيازهاي انهايي كه در قدرت هستند ،تامين مي شود.

تناسب, پشتيباني از حقوق ، عدم دخالت دولت در كار

منظم

 

مبناي آگاهي

و دانش

سنتي

علم وتكنولوژي

علم وتكنولوژي كه به طور طبيعي عمل مي كند

توسعه تكنولوژيك

عاريت گرفته   شده

حمايت شده  اعتقاد در جهت حل مشكلات

براي رفاه عمومي كنترل    مي شود

منبع: (هاتفيلد و كارن،1376)

 

بررسي وضعيت پايداري نظام كشت سيب زميني در شهرستان فريدونشهر

بررسي وضعيت پايداري نظام كشت سيب زميني در شهرستان فريدونشهر

این تحقیق عنوان پایانامه کارشناسی ارشد توسعه روستایی بوده که در سال ۱۳۸۴ انجام پذیرفته است.

هدف اين تحقيق بررسي وضعيت پايداري كشت سيب‌زميني در شهرستان فريدونشهر بوده است. مشكل عمده موجود در منطقه مشخص نبودن وضع موجود در كشت سيب زميني و پايداري كشت آن است.جامعه آماري اين تحقيق شامل 1200 نفر از سيب زميني‌كاران شهرستان فريدونشهر بوده و از پرسشنامه بهره گرفته شده ونمونه‌ها به صورت چند مرحله‌اي با انتساب متناسب بوده است. داده ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS و Excel تحت ويندوز مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج تحقيق توصيفي نشان داد كه اكثر كشاورزان داراي متوسط سن بالا و اكثرا بي سواد هستند، هم چنين نظام كشت سيب زميني در اين شهرستان در وضعيتي نسبتا پايدار قرار دارد. نتايج استنباطي تحقيق نشان دهنده اين مطلب است كه بين سن، سابقه كار كشاورزي، سابقه كشت سيب زميني، عضويت در شركت تعاوني، نوع زراعت سيب زميني، ميزان زمين زراعي، ميزان زمين زيركشت سيب زميني، ويژگي‌هاي اكولوژيكي، منزلت اجتماعي، دانش كشاورزي پايدار ونگرش رابطه مثبت و معني داري وجود دارد. در تحليل رگرسيوني نيز متغيرهاي پيش‌بيني كننده پايداري درشش گام قرار گرفتند كه ميزان توليد كل، نگرش به كشاورزي پايدار، ميزان تسهيلات دريافتي، دانش كشاورزي پايدار، مشاركت اجتماعي و ويژگي‌هاي ارتباطي حدود 81 درصد متغير وابسته پايداري كشت را تبيين مي‌كنند. در تحليل عاملي براي شناسايي عوامل موثر بر پايداري كشت سيب زميني از تحليل عاملي نوع R استفاده گرديد و متغيرها در هفت عامل  زراعي - اقتصادي، شخصي، اطلاع رساني، بهره برداري، مشاركتي، روانشناختي و بازدارنده ها قرار گرفتند كه حدود 80 درصد عوامل موثر بر پايداري را تبيين مي‌كنند.

واژگان كليدي: پايداري كشت سيب زميني، توسعه پايدار، كشاورزي پايدار، زيست بوم هاي كشاورزي     

اكوتوريسم

 

جمهوري اسلامي ايران از لحاظ دارا بودن ابنيه و آثار تاريخي جزء 9 كشور نخستين دنيا محسوب مي شود و به لحاظ جاذبه هاي اكوتوريستي در ميان 10 كشور برتر دنيا قرار دارد . اين در حاليست كه بايد متناسب با اين قابليتها از در آمد 400 ميليارد دلاري توريسم بهره ببرد و سهم آن حداقل 5 درصد اين ميزان در آمد باشد . اما درآمد ايران نه تنها اين ميزان نيست بلكه درآمد سالانه ايران بسيار پائينتر و حدود 5 صدم درصد سهم توريسم است و در ميان دنيا در رتبه 92 قرار دارد .

در حاليكه دولت بر اساس چشم انداز بيست ساله ، بايد تا سال 2020 ميلادي مقدار 20 ميليون گردشگر را به داخل كشور جذب كند ،آمارها نشان دهنده اين است كه با توجه به مشكلات و موانع پيش روي ، رسيدن به اين ميزان گردشگري ، قدري بلند پروازانه و تا حدودي آرماني در نظر گرفته شده است ،ذكر اين آمارها بطور قطع بسيار تأسف آور است و نياز به بررسي و حل مشكلات و معضلات پيش روي دارد . به نظر مي رسد راه برون رفت از اين بن بست ارائه يك برنامه ريزي همه جانبه دقيق و منسجم است که بتواند گردشگری را در اقصا نقاط کشور و به خصوص در روستاهای بکر و دست نخورده کشورمان که جاذبه های فراوانی نیز دارد توسعه دهد . ضمن آنكه نبايد فراموش كرد كه توسعه در زمينه گردشگري به اعمال سياستهاي حمايتي و تصويب قوانين متناسب با استقرار نظام پايدار گردشگران و در كل توريسم باز مي گردد. به اعتقاد بسياري از كارشناسان ، سير صعودي ورود گردشگران به كشور منوط به ايجاد زير ساختهاي مناسب و نيز حفظ و تقويت بحث امنيت عيني و ذهني در داخل و حتي خارج دارد .

 بايد دقت داشت كه صنعت گردشگري امروزه به سومين صنعت در آمدزا در دنيا تبديل شده و پس از نفت و صنايع اتومبيل سازي قرار دارد ، اينكه چرا تا اين اندازه به گردشگري اهميت داده مي شود بسيار واضح است ، چون نه نيازبه ماده اوليه دارد ، نه سرمايه اصلي سنگين، در هر حال با مطالعه و تحقیق و سیاستگذاری و سرمایه گذاری در صنعت گردشگری و توسعه آن به بخشهای بکر و دست نخورده روستایی کشور می توان ، در آمد ابدي و مادام العمر براي كشور فراهم كرد .

در این تحقیق مطالعه ای گذرا بر روی صنعت گردشگری و مفاهیم پایه ای  آن و همچنین طراحی الگوی توسعه گردشگری در روستاها صورت گرفته است و سعی گردیده تا با تشخیص موانع کنونی توسعه گردشگری در کشور بر برخی از راهکارهای رفع این موانع تاکید گردد.امید است تا با توجه هر چه بیشتر محققین و سیاستگذاران کشور شاهد توسعه صنعت گردشگری کشور به خصوص در روستا ها باشیم.

مقدمه:

 امروزه سمت و سوي حركت سيطره جهاني به سمتي است كه نفكرات تصميم گيران بيش از تنازعات سياسي و نظامي به ارتباط بين مردم و دولتها به عنوان عاملي در جهت توسعه كشورها معطوف شده است. پس از اينكه نظام تك قطبي،  سيستمي نا موفق شناخته شد و به نظام چند منظوري بدل گرديد ، جنگ نظامي و رويارويي مستقيم نيز در قرن بيستم جاي خود را به جنگ سرد و منازعات فرهنگي داد. در اين راستا ارتباط ميان مردم و فرهنگها تاثيري شگرف ، در تسهيل فرايند توسعه كشورهاي جهان دارد.در اين ميان است كه صنعت گردشگري به عنوان بهترين عامل گسترش ارتباط ميان مردم نمود پيدا مي كند.در جهان كنوني گردشگري به يكي از فعاليتهاي اقتصادي در سراسر جهان تبديل شده است.به طوري كه طي پنج دهه گذشته جهانگردي و گردشگري يكي از عوامل اصلي توسعه اقتصادي و اجتماعي بسياري از مناطق جهان بوده است.امروزه دورافتاده ترین کشورها ، وحتی شهرها به درآمدهای حاصل از گردشگری می اندیشند و خود را آماده می کنند.

 با این همه بر اساس بررسی های انجام شده هنوز بیشتر ساکنان کره زمین از مقوله گردشگری به دورند و فقط 7 درصد جمعیت جهان به عنوان توریست طبقه بندی می شوند پس هنوز ظرفیت بسیار زیادی دست نخورده باقی مانده و صنعت توریسم دوران طفولیت خود را طی می کند .

سازمان جهانگردي جهاني پيش بيني مي كند كه تا سال 2010 رشد سالانه صنعت جهانگردي بين 3/4 تا 6/7 درصد باشد.در سال 2020 گردشگری به مرحله ای خواهد رسید که بسیاری از مردم سالانه چهاربار مسافرت خواهند کرد. به عبارت دیگر مسافرت جهانی و توریسم در لبه رشد عظیمی قرار گرفته است.

گردشگري روستايي كه شباهتهايي به گردشگري طبيعت يا اكوتوريسم دارد پديده اي نسبتا تازه است كه فقط بخشي از كل صنعت توريسم را در بر دارد اما رشد و توسعه آن بيش از ساير انواع توريسم است.

 بر طبق آمار در سالهاي اخير رشد سالانه توريسم در كليه رشته ها 4 درصد بوده است در صورتي كه در شاخه توريسم بر پايه طبيعت يا طبيعت گردي اين رقم بين 10 تا 30 درصد است. اهميت توسعه اكوتوريسم زماني نمايان مي شود كه بدانيم متوسط سفر 50 درصد اكوتوريسم جهان بين 8 تا 14 روز است و بر اساس آمار هر اكوتوريست به طور متوسط بين 1000 تا 1500 دلار درآمد ارزي به ارمغان مي آورد.

استادان برجسته کرسی های توسعه روستایی جهان اعتقاد دارند که))  اکوتوریسم سطح زندگی  مردم روستاها را بالا می برد و باعث کاهش مهاجرت آنها به شهرها می شود.)) آنها معتقدند که اکوتوریسم شاخه ای از گردشگری است که به مشارکت جوامع محلی نیاز دارد چرا که بهترین و توانمندترین کسانی که می توانند هدایت تورهای مربوط به اکوتوریسم را برعهده داشته باشند همین مردم جوامع محلی و بومیان روستایی هستند،این امر خود در کاهش مهاجرت روستاییان به شهر نقش اساسی دارد.

تنوع جغرافيايي ،تاريخ كهن و فرهنگ غني ايرانيان با همه فراز و نشيب هاي تاريخي خود، به قدري در طبيعت ، شهرهاي قديم ،آثار باستاني و بناهاي تاريخي نمود دارد كه ايران را از نظر جاذبه هاي تاريخي ، طبيعي و توريستي در رديف ممتازترين كشورهاي جهان در آورده است. ايران آميزه اي از ميراث هاي فرهنگي باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه اي به قدمت آغاز تاريخ تمدن و فرهنگ انسان دارد و آثار تاريخي بازمانده از دوره هاي مختلف زندگي انسان در فلات ايران در كنار چشم اندازهاي طبيعي متنوع كرانه اي ، كوهستاني ،بياباني و كويري همراه و هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراث مذهبي و فرهنگي ، مجموعه اي از انگيزه هاي گوناگون براي ديدار از ايران را فراهم مي سازد .

طبق نظر كارشناسان سازمان ايرانگردي و جهانگردي ، ايران يكي از پنج كشوري است كه از بالاترين تنوع زيستي در كره زمين برخوردار مي باشد و يكي از قطبهاي ممتاز اكوتوريزم جهان به شمار مي رود كه از توان گردشگري بسيار بالا و منحصر به  فردي برخوردار است.با اين وجود در مكان 120 بين كشورهاي جهان قرار گرفته است.

آمارها نشان مي دهد كه طي سالهاي گذشته در ميان مجموع اندك گردشگران ايران تنها حدود 2/2 درصد اكوتوريست حضور داشته اند اين در حالي است كه امروزه طبيعت گردي به يكي از اركان اصلي گردشگري تبديل شده و روز به روز هم بر طرفداران اكوتوريسم در جهان افزوده مي شود.اگر اين آمار با آمار و حجم بالاي توانمندي هاي اكوتوريستي ايران سنجيده شود ، آنگاه پي مي بريم كه ايران قادر است تا چه مقدار از طريق اكوتوريسم ارزآوري داشته باشد .هیچ کشور همانند ایران دارای تنوع اقلیمی نیست  ، درآمد سالانه گردشگری در ایران تنها از طریق اکوتوریسم می تواند به 12 میلیارد دلار برسد.

 کوتاه کلام آنکه کشور ما با جاذبه های بیشمار توریستی می تواند به راحتی صنعت توریسم را جایگزین  صادرات نفت کند که البته رسیدن به این مهم احتیاج به درک و تعمق هوشمندانه این صنعت توسط جامعه امروزی دارد.

تعريف گردشگري (Tourism) :

براي گردشگري دو تعريف مي توان ارائه داد:تعريف عام و تعريف خاص

تعريف عام:

گردشگر فردي است كه به كشور يا منطقه اي غير از محل زندگي خود و براي مدتي بيشتر از يك شبانه روز سفر كند و علاوه بر انگيزه تفريح ، انگيزه و هدف ديگري را مانند ديدار اقوام ، تجارت ،سياحت، معالجه ،زيارت واجب ،تحقيق و پژوهش علمي نيز داشته باشد. تعريف سازمان جهاني جهانگردي و سازمان جهانگردي ايران در اين تعريف مي گنجد .

سازمان جهانگردي ايران گردشگر را به نحو زير توصيف مي كند:

((گردشگر به كسي گفته مي شود كه به كشور يا شهري غير از محيط زيست عادي خود سفر كرده و مدت آن كمتر از 24 ساعت و بيشتر از يكسال نباشد و قصد او از سفر : تفريح- استراحت- ورزش- معالجه- ديدار دوستان و اقوام – ماموريت- شركت در سمينارها ،مطالعه و تحقيق يا فعاليتهاي مذهبي باشد.))

 بدين ترتيب افراد زير گردشگر محسوب نمي شوند.

1)     اشخاصي كه به قصد پيدا كردن شغل يا تجارت وارد كشور ديگري مي شوند.

2)     ساكنين مناطق مرزي دو كشور  همسايه كه به دليل شغلي بين دو كشور تردد ميكنند.

3)     اشخاصي كه به قصد اقامت دائم وارد كشور ديگري مي شوند.

4)     دانشجويان و پ‍ژوهشگران حتي اگر براي مدت كوتاهي در كشور ديگري زندگي كنند.

5)     مسافراني كه در حين عبور از كشوري به كشور ديگر ميروند.

سازمان جهاني جهانگردي ،گردشگري را اينگونه تعريف مي كند:

((گردشگري عبارت است از فعاليت افرادي كه براي استراحت ،كار  و ديگر دلايل به خارج از محيط معمول خويش سفر كرده و حداكثر براي يك سال متوالي در آنجا اقامت كنند . اين سازمان گردشگران را در سه دسته قرار داده است:

1)     گردشگران داخلي(بومي):شهروندان يك كشور كه در داخل كشور مسافرت مي كنند.

2)     گردشگران درون مرزي: افراد غير بومي يك كشور كه در داخل كشور مسافرت مي كنند.

3)     گردشگران برون مرزي:شهروندان يك كشور كه به كشورهاي ديگر مسافرت مي كنند.

تعريف خاص:

عبارت است از اينكه گردشگر صرفا به قصد تفريح سفر كند و هدف ديگري غير از آن نداشته باشد.بنابراين كسانيكه به قصد ديدار دوستان ،تجاري ، سياسي و علمي سفر مي كنند گردشگر محسوب نمي شوند و مي توان آنها را مسافر ناميد.

به عبارت ديگر طبق تعريف خاص ، گردشگري گذراندن اختياري مدتي از اوقات فراغت در مكاني غير از محل سكونت دائمي به منظور بهره گيري از لذتهاي گردشگري مي باشد.

در اين تعريف نكات زير قابل تامل است:

گذراندن اختياري:يعني شخصي آگاهانه و آزادانه به سفر ميرود و نه جبرا و جاهلانه. بنابراين سفرهاي ماموريتي يا همسفري خدمتكاران و رانندگان و حتي بچه ها با اوليا خود لزوما جزسفرهاي گردشگر محسوب نمي شود.

مدتي از اوقات فراغت: يعني زمان سفر بايستي بخش قابل توجهي از اوقات فراغت باشد نه كوتاه مانند يك روز و نه بلند مانند چند سال كه اينها سفر يا مهاجرت محسوب مي شوند.

مكاني غير از سكونت دائمي: يعني گردشگري موقعي اتفاق مي افتد كه شخص به طور موقت ترك وطن كند .

قصد التذاذ: يكي از مهمترين نكات تعريف گردشگري همانا قصد التذاذ است،يعني گردشگر عمدتا مصرف كننده كالاها و خدمات گردشگري است نه لزوما توليد كننده و توزيع كننده كالاها و خدمات غير گردشگري. بنابراين مسافرتهايي كه به قصد تجارت و يا زيارتهاي اجباري مانند حج تمتع انجام مي شود از اين تعريف خارج است.

تعريف گردشگري روستايي Rural tourism:

گردشگري روستايي كه شباهت هايي به اكوتوريزم ecotourism و اگروتوریزم (agrotourism) دارد به طور ساده به تفرج در مناطق روستايي اطلاق مي گردد. اهداف اين نوع از گردشگري مي تواند اجتماعي ،فرهنگي ، تجربه يك زندگي روستايي ، رسيدن به آرامش ،تمدد اعصاب ، استراحت و در صورت تمايل درگير شدن در فاليتهاي روزمره كشاورزي است.  

گردشگري روستايي يا اكوتوريسم پديده اي نسبتا تازه است كه فقط بخشي از كل توريسم را نشان مي دهد و طبق تعريف به آن دسته از توريسم اطلاق مي شود كه مبتني بر مسافرت هدفمند به مناطق نسبتا طبيعي براي مطالعه ،لذت جويي و استفاده معنوي از مناظر ، گياهان ، جانوران و هر نوع جنبه فرهنگي معاصر و گذشته موجود در منطقه مي باشد.

بايد توجه داشت كه گردشگري طبيعت با گردشگري معمولي تفاوتهايي اساسي دارد. از جمله اين تفاوتها ميتوان به اثرات كمتر بر پيكره محيط زيست و بافت فرهنگي منطقه و نياز كمتر به عوامل زيربنايي اشاره كرد.

در بسیاری از کشورهای برخوردار از اکوتوریسم پیشرفته ،گردشگری روستایی با اهداف و سیاستهای کشاورزی در ارتباط است و غالبا به عنوان ابزاری برای حمایت از محیط زیست و فرهنگ روستایی در نظر گرفته می شود. از همین رو ارتباط تنگاتنگی میان سازمان های کشاورزی و روستایی با سازمان های برنامه ریز گردشگری به چشم می خورد.

 گردشگری روستایی در ذات خود از اهمیت مضاعفی برای توسعه توریسم روستایی و معرفی جاذبه های این بخش برخوردار است چون کلیه فرآورده های توریسم را اعم از محیط زیست زراعی ، محصولات زراعی و اقامتگاههای موجود در مناطق روستایی را دربر می گیرد

.به بیان دیگر این نوع از گردشگری به کشاورزی و زمین های زراعی مربوط می شود که در روستاها و نقاط بکر و کوهستانی که عموما از چشم انداز زیبایی نیز برخورداراند واقع شده اند.این روستاها و مناطق کشاورزی جدای از چشم اندازهای زیبای خود ، برخوردار از خرده فرهنگهایی نیز هستند که یادگار نیاکان سرزمین و باورهای اجتماعی آنها می باشند.

تاریخچه گردشگری:

در گذشته های دور مردان جسوری که سیاح خواننده می شدند نظیر ابن بطوطه ، ناصر خسرو ، مارکوپولو .... برای امتناع حس کنجکاوی یا به دلایل مذهبی و یا شناخت آنچه که در نقاط دیگر جهان می گذرد و آشنایی با رفتار مردمان مختلف جهان بار سفر می بستند و در این راه با مشکلات و معضلات فراوان روبرو می شدند و سالهای متمادی در صحرا و بیابانها و راههای ناشناخته راه می پیمودند تا به شهر و دیار غریب و ناآشنا برسند. از طرفی دیگر قرنها پیش از مسیح فنیقیها که مردم تجارت پیشه بودند از طریق دریا و زمین برای عرضه و فروش محصولات خود و خرید اجناس و محصولات دیگران اقدام به سفر می کردند و این شجاعت و استقبال از خطر آنان راه را برای اشاعه تمدن و گسترش فرهنگ اقوام مختلف و آشنا ساختن آنها با یکدیگر گشود. بعد از آنها بازرگانان رومی اقدام به مسافرت در محدوده وسیع قلمرو امپراتوری روم نمودند و گاهی برای به دست آوردن کالاهایی گرانبها چون آهن ،کهربا و جواهرات به ممالک دوردست نیز سفر می کردند.

در قرون وسطی نیز سفرهای دور و طولانی در انحصار بازرگانان و دریانوردان بود.تجار آسیایی و اروپایی برای رسیدن به چین و آفریقا از دریا و خشکی رهسپار سرمنزل مقصود می شدند.پس از عرضه کالاهای خود و خرید کالاهای موردنیاز به سرزمین دیگر میرفتند. جریان مسافرتی دیگری که به خصوص در قرون وسطی رونق داشت ،سفرهای زیارتی بود. هجوم مسیحیان به بیت المقدس ، مسلمانان به کعبه و قبور ائمه و یهودیان به ارض موعود و نیز پیروان سایر ادیان به مراکز زیارتی خود غالبا با پای پیاده و احیانا سواره صورت می گرفت. این سفرها ،ماهها به طول می انجامید و متضمن خطرات بسیاری بود.

تا آنجا که اطلاعات تاریخی نشان میدهد ،مسافرت برای استراحت و تفریح از اوایل قرن شانزدهم شروع شده و مردم برای بازدید از شهرهای بزرگ و معروف دنیا اقدام به مسافرت نموده اند بدیهی است انگیزه اصلی سفر سیاحان معروفی چون مارکوپلو ،ابن بطوطه ،ناصرخسرو و نظایر آنها را نمی توان تفریح و استراحت دانست بلکه اینان سیاحانی حرفه ای بودند که برای تجارت ، اکتشاف ، ماجراجویی و شناخت سرزمینها و اقوام دیگر و یا زیارت و مقاصدی که ناشی از استراحت و تفریح نبود اقدام به سفرهای چندین ساله می کردند.

اصطلاح توریست از قرن نوزدهم معمول شد. در آن زمان اشراف زادگان فرانسه می بایست برای تکمیل تحصیلات و کسب تجربه های لازم زندگی اقدام به مسافرت می نمودند ،این جوانان در آن زمان ((توریست)) نامیده می شدند و بعدها در فرانسه این اصطلاح در مورد کسانی به کار میرفت که برای سرگرمی و وقتگذرانی و گردش به فرانسه سفر می کردند و بعدا با تعمیم بیشتر به کسانی اطلاق شد که اصولا به این منظور به سفر می رفتند. کم کم واژه توریست به بعضی از زبانهای دیگر نیز وارد شد و از آن واژه ((توریسم))  به وجود  آمد.

توسعه جهانگردی و پیشرفت آن از زمانی شروع شد که از یک سو قوانین و مقرراتی در زمینه حق مرخصی برای کارمندان و کارگران به مرحله اجرا درآمد و از طرف دیگر ،بالا رفتن سطح زندگی مردم به بهبود وضع زندگی خود که توام با تشدید حس کنجکاوی آنان نسبت به وضع زندگی و پیشرفت سایر ملل بود به نوبه خود به توسعه جهانگردی کمک شایانی نموده است. علاوه بر اینها افکار روشنفکران در مورد بهبود بخشیدن به وضع کلی اجتماعی خود و ضرورت دوری از محیط کار و فشارها وناراحتی های عصبی ناشی از تکامل و توسعه صنعتی و اشاعه زندگی ماشینی ،همگی باعث شد که جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی شناخته شده و توجه خاصی به آن مبذول گردد. اما توسعه جهانگردی از سوی دیگر مرهون پیشرفتهای حاصل در وسایل و صنعت حمل ونقل بوده است ، زیرا تحول حمل و نقل که همراه با افزایش سرعت وسایل مسافرت ،ارزانی و آسایش نسبی بود ،انقلاب بزرگی در صنعت توریسم به وجود آورد و باعث گردید تاسیسات پذیرایی جهانگردی به سرعت توسعه یابد.

تاریخچه گردشگری روستایی:

طی سالهای دهه 70 جهانگردان در مناطق روستایی آلپ ، با اهداف متفاوتی ،روستاها را به عنوان تفرجگاه انتخاب می کردند .اهداف مزبور اجتماعی ، فرهنگی ،تجربه یک زندگی روستایی  ، رسیدن به آرامش ، تمدد اعصاب ،استراحت و در صورت تمایل درگیر شدن در فعالیهای روزمره کشاورزی بود. فشار فزاینده ای که در منطقه آلپ با افزایش تعداد گردشگران طبیعت برای توسعه جوامع و محیط های روستایی به وجود آمد،اگروتوریزم را به عنوان یک گزینه مناسب مطرح نمود و دستاوردهای خوبی را به همراه آورد.خاستگاه اگروتوریزم از همین نقطه است. هدف ، پیشگیری از تخریب منظر و میراث فرهنگی و حل مشکلات مهاجرت جوانان و عدم توسعه اقتصادی آن نواحی بود. به دنبال موفقیت حاصله ، حرکتهای مشابهی در نقاط دیگر ، مانند اسکلواکی اتفاق افتاد که در آنجا ،سودآور نبودن تولید و مهاجرت روستاییان دلیل مهمی برای جهت گیری به سمت یک منبع ثانویه درآمد برای روستاییان یعنی گردشگری روستایی به شمار می رفت .

این روند صعودی ادامه یافت تا اینکه امروزه بسیاری کشورها در طرحهای گردشگری روستایی ، هم در جهت وضعیت معیشتی روستاییان و هم در جهت توسعه جاذبیت های گردشگری ،سرمایه گذاری کلانی کرده اند. این سرمایه گذاری ها ، واجد آثار مثبت اقتصادی متعددی بوده است.

ارکان توریسم:

ارکان صنعت توریسم را می توان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد:

1)منابع طبیعی:

این گروه شامل منابع طبیعی که به صورتهای متفاوت در هر منطقه ای وجود دارد و برای جلب نظر جهانگردان از آنها بهره برداری می شود. منابع طبیعی موجود در دنیا شامل آب و هوا ،جنگلها،سواحل دریا،حیوانات خاص هر منطقه ،گلها و گیاهان ، کوهستانهاو امثال آنها می باشند.ترکیب متنوعی از منابع طبیعی را می توان به منظور ایجاد محیط جذابی برای توسعه جهانگردی به کار گرفت ، هر ناحیه با آب و هوا و شرایط اقلیمی خاص خود مشتریان ویژه ای راجلب می کند .هرچه امکانات منطقه متعددتر و متنوع تر باشد مسلما جذابیت منطقه بالاتر بوده و مشتریان بیشتری به آن روی می آورند. در هر منطقه نوع خاصی از فعالیتها امکان اجرا دارد اما باید حتی المقدور مجموعه فعالیتها را در مناطق ،متنوعتر ساخت. به عنوان مثال مطلوبتر است که از یک ناحیه برای بازی گلف ،سوارکاری ، ماهیگیری ، اسکی روی برف ، شکار قایقرانی و سایر ورزشهای روی اب ، مطالعه طبیعت و هنرهایی از قبیل نقاشی و عکاسی استفاده گردد، تا اینکه صرفا به منظور شکار مورد استفاده واقع شود.

 موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که بهره وری منابع طبیعی مناطق جهانگردی تابعی از شیوه مدیریت و به کارگیری نیروی کار است. در بهره وری منابع طبیعی میزان استفاده صحیح ،نقش مهمی را ایفا می کند به فرض اگر از جنگلها ،دشتها و سواحل ،بیش از اندازه معینی استفاده شود بهره وری در آینده کاهش چشمگیری خوهد داشت. بدین ترتیب در نظر گرفتن میزان صحیح استفاده موجب تداوم زیبايي های طبیعی ، حفظ کیفیت منابع حیاتی و در نتیجه دوام و بقا فعالیتهای جهانگردی در این زمینه خواهد شد. کیفیت منابع طبیعی می بایست جهت نگهداری تقاضا در حد قابل قبول حفظ گردد. در برنامه ریزی ها ،سطوح مناسب کیفیت باید مورد ملاحظه قرار گیرند و حفظ استانداردهای کیفیت به منظور ادامه رضایت جهانگردی ضروری است. در حقیقت جهانگرد در برابر کیفیت جاذبه های طبیعی و نحوه استفاده از آنها بسیار حساس است و در صورتی که استانداردهای بالا حفظ نگردد تقاضا کاهش خواهد یافت. بنابراین حفظ و نگهداری محیط طبیعی در توفیق تلاشهای جهانگردی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

2)عوامل زیر بنایی :

عوامل زیربنایی شامل شاهراه ها ،فرودگاهها،خطوط راه آهن ،جاده ها،پارکینگ ها ،پارکها،امکانات روشنایی ،تسهیلات دریایی و بندری ،اتوبوس و ایستگاه راه آهن ،هتلها ،رستورانها ،مراکز خرید،اماکن تفریحی ،موزه ها،و مغازه هاو... می باشند.همچنین سیستمهای تصفیه آب آشامیدنی ،سیستمهای سوخت رسانی ،ارتباطات و سیستم های بهداشتی از جمله عوامل زیربنایی مهم در گردشگری به شمار می آیند. وجود این زیربناها برای موفقیت گردشگری اهمیت به سزایی دارد. این تاسیسات زیربنایی می بایست مناسب و قابل استفاده باشند و طوری طراحی و ساخته شوند تا برای هر گونه افزایش و توسعه در آینده مناسب باشند. تاسیسات مولد برق ،سیستم های آبرسانی ، تاسیسات ارتباطات ، تاسیسات جمع آوری زباله ها و تسهیلات خدماتی مشابه می بایست به صورت درازمدت برنامه ریزی گردد تا در آینده بتواند جوابگوی نیازها باشد. باندهای فرودگاه باید بر اساس استانداردهای جهانی ساخته شوند تا برای استفاده هواپیماهای جدید مناسب بوده و در آینده مستلزم هزینه های بالا نباشد. امکانات اقامتی یا هتلها از جمله زیربناهی مهم در گردشگری هستند. هدف از امکانات اقامتی ،ارائه یک طرح مهندسی با کیفیت بالا می باشد.

گردشگران غالبا به محلی که مطابق شیوه مهندسی محلی ساخته شده بیشتر جلب می گردند تا به هتلهای جدید که قابل تجربه کردن در سایر نقاط هم هستند،این موضوع باید مورد توجه قرار گیردزیرا غالبا افراد بدین جهت مسافرت می نمایند که خود را در محلی کاملا متفاوت از محل زندگی خود بیابند.تزینات داخلی هتلها باید جالب و آرامش بخش باشند.تسهیلات اقامتی نیاز به تزینات داخلی زیبا و محیط راحت و دلنشینی دارند.به منظور به حداقل رساند هزینه فرسودگی ،استفاده از وسایل و مبلمان با کیفیت بالا و نگهداری خوب از آنها ضروری است. امکانات زیربنایی گران هستند و ایجاد آنها نیاز به صرف وقت قابل ملاحظه ای دارند بنابراین پس از ساخت باید در نگهداری و حفظ آنها دقت فراوان به عمل آید.

3)تجهیزات حمل و نقل :

تجهیزات حمل و نقل شامل کشتی ها ، هواپیماها ،ترنها،اتوبوسها ،خودروهای سواری ،تاکسی ها و تسهیلات مشابه می باشد. در کشورهای توسعه یافته ،ماشین متداول ترین وسیله حمل و نقل است. همانطوری که اقتصاد یک کشور پیشرفت می نماید ، الگوی راه رفتن به استفاده از اسب یا سایر حیوانات ،دوچرخه ، موتورسیکلت و نهایتا به ماشینهای کوچک و بزرگ و وسایل حمل ونقل عمومی تغییر می یابد. ساختن جاده ها می بایست به نحوی صورت گیرد که در مقابل تغییرات آب و هوایی مقاوم بوده و برای استفاده ایمن بر اساس استانداردهای بین المللی آمادگی داشته باشند.خدمات فرعی از قبیل پمپهای بنزین و تعمیرگاههای ماشین ،رستورانهای کنار جاده ،پارکها و تسهیلات پیک نیکها و تسهیلات پیک نیک کنار جاده و تابلوهای راهنما همه در موفقیت فعالیتهای گردشگری ضروری است. به طور کلی باید در نظر داشت که گردشگری ،قبل از آنکه صنعتی ماشینی باشد ، صنعتی مردمی و انسانی است و راه توسعه و گسترش آن رفتار دوستانه ، اخلاق خوش و محبت و صمیمیت است .

4)منابع فرهنگی و روحیه مهمان نوازی:

این منابع شامل آثار فرهنگی است که موجب جلب نظر بسیاری از گردشگران می گردد. روحیه مهمان نوازی را می توان از نحوه خوش آمد گویی کارکنان یک سازمان ، مودب و صمیمی بودن آنها ،تمایل به ارائه خدمات قابل قبول و سایر رفتارهای گرم و دوستانه از سوی آنان درک کرد. منابع فرهنگی هر منطقه نیز شامل تاریخ، موسیقی ، ادبیات ،هنرهای نمایشی ، ورزشها و سایر فعالیتهای فرهنگی است. جاذبه های گردشگری موفقی را می توان از ترکیب منابع فرهنگی به دست آورد به عنوان مثال وقایع ،مسابقات ورزشی ، جشنواره ملی و سنتی ،بازیها و مسابقه ها از زمره این ترکیبات فرهنگی می باشند.

انواع گردشگری:

انواع گردشگری بر حسب تعریف خاص عبارتند از :

 طبیعی ،فرهنگی،اجتماعی و تاریخی که هر کدام به نوبه خود به دو زیر گروه تقسیم می شوند.

طبیعی:

 که این نوع گردشگری خود به دو نوع  گردشی و ورزشی تقسیم می شود.

الف)گردشی : این نوع گردشگران به منظور گذراندن اوقات فراغت و تفریح و استراحت و گردش طبیعت ودیدن مناظر دلربای طبیعی اقدام به سفر می کنند و اغلب در دامن طبیعت اقامت می کند.

ب)ورزشی: این گردشگران  به منظور شرکت در فعالیتهای ورزشی طبیعی مانند :اسکی ،کوهنوردی ، قایقرانی ، شکار و تماشای مسابقات ورزشی سفر می کنند و ممکن است به صورت انفرادی یا گروهی مسافرت کنند.

فرهنگی:

این نوع گردشگری نیز خود به دو نوع علمی و ادبی تقسیم می شود.

الف)ادبی:این گردشگران به منظور بازدید از آرامگاه شعرا و دانشمندان و همچنین شرکت در مراسم شعر و شعر خوانی اقدام به سفر می کنند.

ب)علمی:این گردشگران به منظور بازدید از مراکز علمی و آگاهی از چگونگی سیستم آموزشی مانند دانشگاهها ،حوزه های علمیه ، مکتبخانه ها و... اقدام به سفر می کنند.

اجتماعی:

این نوع گردشگری خود به دو نوع فولکوریک یا قومی و نمایشگاهی تقیسم می شوند.

الف)قومی: این نوع گردشگر به منظور مشاهده سبک زندگی افراد بومی و اقوام سفر می کنند. این نوع گردشگری شامل دیدار از منازل بومیان ، حضور در رقصها و جشنها و به احتمال زیاد شرکت در مراسم مذهبی آنها است. هدف شناخت اقوام مختلف و شرکت در تجربه های آنان است.

ب)نمایشگاهی :این افراد به منظور شرکت در نمایشگاههای مختلف صنعتی ، بازرگانی ،کشاورزی ، هنری و فرهنگی و برای بازدید از این نمایشگاهها اقدام به سفر می کنند.

تاریخی:

این نوع گردشگری خود به دو نوع زیارتی و سیاحتی تقسیم می شوند.

الف)سیاحتی:این افراد به منظور بازدید از آثار تاریخی مقصد مانند موزه ها ،مسجدها،کلیساها و ابنیه تاریخی که نماینگر شکوه و عظمت یک ملت و قوم هستند به سفر  می پردازند. در این نوع جهانگردی از اجرای نمایشهایی که موجب بازسازی وقایع مهم دوران گذشته است استقبال می شود.

ب)زیارتی:این گردشگران به منظور زیارت و دیدن اماکن متبرکه و مقدس که از نظر مذهبی دارای اعتبار هستند سفر می کنند. این سفرها بر اساس اعتقادات افراد صورت می گیرد.

دسته بندی فوق بر اساس تعریف گردشگری به معنای خاص بود و اگر بر اساس تعریف عام گردشگری بخواهیم دسته بندی را ارائه دهیم علاوه بر موارد فوق می توانیم گردشگری سیاسی و تجاری و درمانی را هم لحاظ کنیم.

گردشگری سیاسی :

کسانیکه به منظور شرکت در نشستهای سیاسی ،کنفرانسهای بین المللی اقدام به سفر می کنند.

گردشگری تجاری:

افرادی که به منظور بستن قرارداد یا بازدید از کارخانجات تولیدی و بازاریابی محصولات خود اقدام به سفر می کنند و در کنار این وظایف به تفریح و گردش می پردازند.

گردشگری درمانی:

افرادی که به علت بیماری اقدام به سفر می کنند که در مقصد تحت معالجه و درمان قرار بگیرند و همچنین از درمانهای طبیعی نظیر چشمه های آب گرم و لجن درمانی بهره ببرند.

 همچنین گردشگران را می توان از لحاظ طول مدت سفر به گردشگران یک روزه و چندروزه و از لحاظ تعداد به گردشگران گروهی و فردی و از لحاظ وسیله سفر به هوایی-دریایی-زمینی تقسیم بندی کرد.

انواع گردشگری روستایی:

1) گردشگری روستایی به منظور آموزش

2) گردشگری روستایی به منظور کسب تجربه از طبیعت

3) گردشگری روستایی به منظور ماجراجویی

4) گردشگری روستایی به منظور به دست آوردن برخی از خدمات

5) گردشگری روستایی به منظور آشنایی بیشتر با تاریخ منطقه

6)گردشگری روستایی به منظور آشنایی بیشتر با فرهنگ منطقه

انگیزه های گردشگری:

انگیزه های گردشگری را به طور خلاصه می توان به 4 دسته تقسیم کرد:

الف)انگیزه های فیزیکی:این انگیزه ها بیشتر ذر زمینه سلامتی بدن و پرورش جسمانی انسان می باشند و انسانها برای استراحت ،فعالیتهای ورزشی،تمدد اعصاب و تفریح و تفرج به سیر وسفر می پردازند.

ب)انگیزه های فرهنگی: انسان موجودی کنجکاو و در پی به دست آوردن آگاهی و شناخت از دیگر جوامع و فرهنگها است.او مایل است زبان ، موسیقی ،هنر،
آداب و رسوم و مذهب و.... سایر جوامع را بشناسد به همین منظور به سفر علاقمند است.

ج)انگیزه های اجتماعی:انسان نیازمند حرمت و شان اجتماعی است. شرکت در نمایشگاهها ،گردهمایی های بین المللی از جمله این موارد است که شخص با شرکت در آنها احساس تشخص ،حرمت و اعتبار می کند.

د)انگیزه های ارتباطی:این انگيزه شامل دیدن اقوام و آشناییان یا پیدا کردن آشنایان و دوستان جدید است.این انگيزه در راه ارتباط یافتن با دیگران است.