تبليغاتX
توسعه روستایی و کشاورزی

سه شنبه 5 دی1385

تحلیل جنسیتی در توسعه

تحليل جنسيتي

اگرفلاطن وسقراط بوده اند بزرگ

بزرگ بوده پرستار خردي ايشان         ( پروين اعتصامي)

بخش كشاورزي يكي از تواناترين بخش هاي اقتصادي كشور است كه تأمين كننده حدود يك سوم اشتغال،بيش ازچهار پنجم نيازهاي غذايي كشور،نيمي ازصادرات غيرنفتي،نه دهم نياز صنايع به محصولات كشاورزي ويك پنجم توليد ناخالص داخلي كشوراست.توليدات اين بخش حاصل كار2/4ميليون خانوار روستائي است. زنان سهم عظيمي ازكل نيروي انساني مورد نيازبخش كشاورزي درسطح جهان راتشكيل مي دهند، ليكن ارقام وآماري كه دررابطه ميزان فعاليت هاي زنان ارائه مي شود، بسيارپائين‌تر از حدواقعي است؛ چرا كه دراين آمارها غالباً بسياري ازاوقات اشتغال اصلي،پاره وقت،بدون دستمزد وفعاليت هاي خانه داري آنان محسوب نمي شود.بااين وجود،درحال حاضر نقش زنان براي سازمانها وبرنامه ريزان امورتوسعه يك اولويت انكارناپذير محسوب مي شود.د‌راستراتژي توسعه بايد نقش وسهم زنان دربرنامه توسعه،مشخص وهمچنين برتوانمندسازي آنان تأكيد شود. بنظر مي رسد كه رسيدن به معيارهاي تواناسازي به يك حركت همه جانبه احتياج دارد وآن اصلاحات فرهنگي،اجتماعي،ساختاري،حقوقي وتغييرتدريجي باورها وارزشها وهمچنين برنامه ريزي ازپائين به بالا ازقبيل تضمين مفاهيم فوق به برنامه ريزان ودست اندركاران است. اين مقاله بعنوان نتيجه يك مطالعه نظري و كتابخانه‌اي با روش گردآوري- توصيفي در صدد است كه ابتدا با معرفي مفاهيمي چون تحليل جنسيتي، چارچوب جنسيتي و استراتژي‌هاي جنسيتي به تبيين نقش زنان در توسعه روستايي و كشاورزي جهان بطور اعم و در ايران بطور اخص بپردازد. در ادامه به موانع موجود در سر راه ايفاي نقش زنان روستايي پرداخته مي‌شود و در نهايت با پيشنهادهايي چند سعي در بهبود وضعيت زنان روستايي در اين عرصه دارد.

امروزه اهميت توسعه روستايي ونقش حياتي آن درتوسعه وپيشبرد كشورها وبويژه كشورهاي درحال رشد برهيچ كس پوشيده نيست وبه باوركارشناسان ودست اندركاران امر،تحقق اين مهم بيش ازهرچيز ديگري درگرو توسعه منابعانساني است.به همين اعتبار،اولويت رشدوتوسعه منابع انساني برسايروجوه توسعه روستايي،امري انكارناپذيرمي نمايد.به ديگرسخن ،توسعه منابع انساني عامل كليدي وپيش شرط ضروري براي دستيابي به توسعه پايدار روستايي است. دردنياي كنوني نيل به اهداف توسعه بدون استفاده ازذخيره عظيم نيمي ازپيكره جامعه يعني زنان،امري غيرممكن خواهدبودولذا زنان روستايي آموزش ديده بابصيرت وآگاهي بيشترنسبت به كاري كه انجام مي دهند،نقش مؤثري درتوسعه روستايي خواهند داشت(سازمان خوار و بار و كشاورزي جهاني،1990).لذا اكثر اقتصاددانان توسعه معتقدند آنچه درنهايت ويژگي وروندتوسعه اقتصادي واجتماعي راتعيين مي كند منابع انساني يك كشوراست ونه سرمايه ومنابع طبيعي آن.درنتيجه بعنوان نيمي ازمنابع انساني،زنان نه تنها موضوع وهدف هرنوع توسعه اي هستند،بلكه عامل پيشبرد اهداف توسعه اقتصادي واجتماعي نيز بشمار مي آيند.دوگروه اززنان عامل اصلي وبالقوه توسعه روستايي هستند؛1- زنان روستايي 2- زناني كه باعرضه خدمات به زنان روستايي راه را، براي توسعه روستايي هموارمي سازند (ثابت قدم،1373).

نقش زنان در تامين غذا در كشورهاي در حال توسعه بسيار پر اهميت است. در بيشتر كشورهاي در حال توسعه، زنان روستايي تكيه‌گاه اصلي نيروي كار در مزرعه، درآمد خانوار و كشاورزي معيشتي به حساب مي‌آيند.زن روستايي وظايف و نقشهاي مختلف و متعددي بر عهده دارد : همسدف مادر، توليد كننده محصولات زراعي و شريك در فعاليتهاي دامداري، كاشت، داشت، برداشت، فرآوري، بازار رساني و تهيه خوراك و غذا. زنان روستايي در حين كاشت محصولات معيشتي براي تامين مواد غذايي مورد نياز خانواده، ممكن است به زراعت نقدي بپردازند. با وجود اين، زنان روستايي با محدوديت‌ها و تنگناهاي زيادي روبرو هستند.آنها در دسترسي به زمين، اعتبارات و خدمات ترويج نسبت به مردان مشكلات بيشتري دارند.مداخله‌هايي كه بعضا در امر توسعه روستايي صورت مي‌گيرد و نقش مشاركت زنان در آن ناديده گرفته مي‌شود، باعث كاهش موفقيت زنان شده است. به همين خاطر لازم است راهبرها و برنامه‌هاي توسعه و نيز پروژه‌ها، به گونه‌اي طراحي شوند كه متضمن يكپارچه‌سازي و مشاركت كامل زنان در تمامي سطوح برنامه‌ريزي، اجرا، نظارت و ارزشيابي، در هر مرحله از چرخه فرآيند توسعه باشند، تا علاوه بر هموار شدن راه مشاركت و افزايش نقش اساسي زنان، منافع، حقوق و پاداشهاي متناسب با سهم انان در اين زمينه تضمين و تامين گردد. اگر زنان كه در تامين غذا نقش عمده دارند، در حد كافي به منابع، نهاده هاي توليد و خدمات دسترسي نداشته باشند، استفاده بهينه و كامل از ظرفيت توليدي منابع انساني (زنان و مردان) صورت نخواهد پذيرفت ( بي‌نام،1381).

در اين راستا و بمنظور از بين بردن تبعيضات عليه زنان، مراجع و سازمانهاي بين المللي به منظور ارج نهادن به نيروي كار زنان خصوصا زنان روستايي و شناسانيدن خلاقيت‌ها و استعدادهاي آنان طي سه دهه اخير تلاشهاي بسياري نموده و كوشيده‌اند اقدامات حمايتي جهت مشاركت كامل آنان را در فرآيند توسعه فراهم آورند. براي مثال در سال 1979 كنفرانس جهاني توسعه  (WCARRD) با شركت 145 نماينده از كشورهاي مختلف در رم برگزار و ابعادي چون دسترسي به منابع و خدمات‌رساني، آموزش ريا، اشتغال و حمايت از تشكل‌هاي زنان مورد تاكيد قرار گرفت. در طي كنفرانسي كه در كنيا برگزار گرديد روشن گرديد كه لازم است در متن سياست‌ها و برنامه ها، زنان و مردان بصورت" يك مجموعه" و "با هم "ديده شوند نه بطور مجزا و جداگانه. متعاقي اين موارد، در كنفرانس جهاني حقوق بشر كه در سال 1992 در وين برگزار شد شاخص "جنسيت" وارد مطالعات گرديد و در سپتامپر سال 1995 با برگزاري چهارمين كنفرانس جهني زن در پكن با شركت 189 كشور، توجه به مفهوم "جنسيت" و به كارگيري آن در پروژه‌ها و برنامه‌ها، ماهيت واقعي خود را بازيافت. بطوريكه امروزه مفاهيم جنستي از جمله ابزارهاي اصلي توسعه در جهان به شمار مي‌آيد( رادمرد،1381).

در اين نوشتار سعي گرديده تا با بكارگيري چارچوبهاي تحليل جنسيتي نقش مهم و پربار زنان روستايي در توسعه روستايي و كشاورزي تبيين شود.

تحليل جنسيتي، اهداف ومحدوديتهاي آن

تحليل جنسيتي وتوجه به جنسيت درامربرنامه‌ريزي ازابزارهاي اصلي توسعه يافتگي درجهان كنوني است. براي ورود به اين بحث درابتدا لازم است تعريف كاملي ازجنس (Sex) وجنسيت (Gender) ارائه شود. جنس به خصوصيات بيولوژيك فرد اشاره دارد درحالي كه جنسيت به نقش هايي كه توسط اجتماع براي زنان ومردان تعيين مي شود، اشاره دارد(ابتكار،1373). موضوعجنسيتبه مراتب پيچيده ترازجنساست ونقش هاي جنسيتي به زنان ويا مردان بستگي ندارد واين مسأله رامي توان درتقسيم كاركشاورزي مشاهده كرد.جنس افراد باگذشت زمان تغييرنمي كند، درحالي كه نقش هاي جنسيتي باگذشت زمان تحت تأثيرتغييرات اجتماعي قرار گرفته وتغييرمي كند. تحليل جنسيتي درواقع بررسي وقايع،شرايط مطالعات موردي وآمار،باهدف تجزيه وتحليل نقش جنسيت وايجاد وبقاي يك پديده خاص اجتماعي - اقتصادي وروش توجه به آن مسأله وبرنامه ريزي،اجرا ونظارت است (همان).

تحليل جنسيتي ابزاري است براي تعيين نقش وپايگاه مسئوليت هاي اجتماعي زنان ومردان وهمچنين براي كنترل آنان برمنابع ومنافع وفرصت هاي زندگي مدني. تحليل جنسيتي همچنين چارچوبي است براي مقايسه وضعيت هاي مختلف زندگي،مخصوصاً رفاه اجتماعي واقتصادي ويا محروميتي كه زنان ومردان درخانواده ومحل كارخود ونيزجامعه وازلحاظ سياسي تجربه مي كنند.

وبالاخره اينكه،تحليل جنسيتي روشي است كه مي تواند بطور مؤثرو با مسئوليت كامل ودرعين حال باتجهيزات لازم، نيازهاي اجتماعي را برطرف وبه مردم خدمت كند.

هدف جامعه اي كه نسبت به جنسيت داراي حساسيت است،شامل تغيير وبهبود شرايط زندگي اجتماعي واقتصادي است.برخي ازاين اهداف بدين شرح است:

Ø                 افزايش مشاركت زنان روستايي درتوليد كشاورزي؛

Ø                 كاهش شكاف بين مشاركت نيروي كاروميزان اشتغال مردان وزنان؛

Ø                 حفظ برابر فرصت هاي شغلي؛

Ø                 تقويت برنامه هاي آموزشي موجود،مخصوصا براي زنان روستايي (ليس توريس و ملر وزاريو،1375).

اگر هردستگاه اجرايي بخواهد كه نگراني هاي جنسيتي ر ادر برنامهها وخدمات اساسي خودبه جريان اندازد،نخست بايد تصوير روشني از نقش جنسيت وتقسيم كار اجتماعي واقتصادي درحوزه‌هايي كه مايل است آنراتوسعه دهد،پديدآورد.بنابراين لازم است،برنامه هايي تنظيم شوند كه تبعيض جنسيتي رابه حداقل برسانند. مروري برمطالعاتي كه دراين زمينه صورت گرفته است،محدوديتهايي راكه فرا راه مشاركت زنان درتوليد كشاورزي قرار دارند،بخوبي مي نماياند.برخي ازاين محدوديتها به شرح زير است:

v                اختلاف بين درآمدومزد زنان ومردان كشاورز؛

v                مشاركت متفاوت زن ومرد درتصميم گيري كشاورزي؛

v                دسترسي نابرابر به نتايج توليدوخدمات وحمايت هاي مربوط به كشاورزي؛ و

v                مشاركت اندك زنان دربرنامه هاي آموزشي غيررسمي.(همان)

چارچوب ها وتحليل برنامه ريزي جنسيتي3

ازابزارهايي كه مي توانندتصويرسه بعدي وواضح تري به نقش زنان وهمچنين موقعيت ونيازهاي آنان ببخشند،مي توان ازچارچوب هاي تحليل جنسيتي نام برد. چارچوب هاي تحليل جنسيتي بعنوان يكي ازابزارهاي مؤثرجهت درك نقش زنان ومردان درجامعه وعوامل خارجي كه ممكن است برنامه ريزي راتحت تأثير قراردهند،مورد استفاده قرارميگيرد.استفاده ازچارچوب هاي تحليل جنسيتي بعنوان ابزار برنامه ريزي،شامل:

Ø                 شناسايي نيازها:

- بررسي نيازها       - شناسايي اهداف كلي     - شناسايي اثرات منفي واحتمالي

Ø                 طراحي برنامه:

- تأثيربرروي فعاليت هاي زنانه     - تأثيربرنامه برروي دسترسي وكنترل زمان

Ø                 اجراي طرح:

- نيروي انساني  - ساختاروشكل سازماني  - عوامل اجرائي وپشتيباني  -  منابع مالي   

Ø                 انعطاف پذيري

Ø                 ارزيابي

- نياز اطلاعاتي      - جمع آوري اطلاعات وتحليل داده ها مي‌باشد(بصيري،1377).

 

 

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 21:54 |  لینک ثابت   •