تبليغاتX
توسعه روستایی و کشاورزی

یکشنبه 16 فروردین1388

برنامه‌ريزي پايدار توريسم روستايي

اين نحوه برنامه‌ريزي شامل همکاري و هماهنگي بين برنامه‌ريزان و کارشناسان در ارتباط با ميزان منابع و نيازهاي مردم بومي و توريست‌هاي خارجي مي‌باشد (Baud& Lawson,1998) . يک ويژگي فرايندهاي طبيعي برنامه‌ريزي چند بعدي و چند رشته بودن است. به نحوي که نيازمند همکاري متخصصان علوم اجتماعي، سياستمداران و برنامه‌ريزيان مبتني بر ارزش‌هاي اخلاقي است تا عملکردهاي پايداري در برنامه‌ريزي محقق گردد. يک رهيافت برنامه‌ريزي کاربري پايدار ابتدا مستلزم ايجاد واحدي از فضا يا چشم‌انداز طيعي اکوسيستم طبيعي است تا فرايند برنامه‌ريزي بر مبناي اين واحد هدايت گردد (Court& Lupton,1997).

 اين رهيافت تلفيقي مبتني بر وابستگي و ارتباط متقابل بين همه عناصر و دست‌اندرکاران توريست و همچنين نيازهاي زيرساختي و فيزيکي براي هر کدام از اين عناصر است (Court& Lupton,1997). که اين مستلزم ارائه ديدي کلي و همه جانبه از عناصر روستايي است به نحوي که اين ارتباطات متقابل صرفاً به آن محيط خاص محدود نشود و نحوه تأثير آن در سطح ملي و جهاني نيز مورد توجه قرار گيرد. جنبه‌هاي پايدار عموماًٌ به نحوه تنظيم ارتباطات محيط روستايي با محيط طبيعي اطراف بوده است.

بايد توجه داشت که همه سيستم‌هاي طبيعي خود تنظيم هستند؛ بنابراين چالش عمده در اين مبحث، ارتقاي توانايي خود تنظيمي سيستم است به نحوي که نيازهاي بيولوژيکي نيز دستخوش تغيير نگردد. اساس پايداري در سيستم‌هاي خود تنظيمي در حقيقت مديريت فعاليتهاي انساني نسبت به مداخله مستقيم در عناصر سيستم است(WTO,2002) .

مديريت نيز عموماً بايد متمرکز ارائه امکانات و تسهيلات براي بهره‌برداري پايدار مي باشد نه کسب منابعي از درون سيستم و حفظ و نگهداري آن براي تمام زمان ها مي‌باشد.

به طور کلي، حجم کاري گسترده و بازده متناسب توريسم نشان دهنده اين است، که اين صنعت در حال حاضر نيازمند خلق و توسعه کارکردهاي جديدي به منظور کاهش اثرات منفي و افزايش کارکردهاي آن و پيامدهاي مثبت در عرصه توسعه پايدار توريسم مي‌باشد. در اين زمينه نگرش جامع براي توسعه کل ساختار توريسم و مديريت کارکردهاي مربوطه به شکلي که با بافت طبيعي و محيط فرهنگي اجتماعي عرصه کارکرد صنعت توريسم سازگار باشد؛ ضروري مي‌نمايد و در اين صورت است که صنعت توريسم مي‌‌تواند نقش عمده‌اي را در کاهش پيامدهاي منفي ناشي از فشار بر منابع طبيعي در جهت پايدار سازي اقتصاد جوامع مختلف ايفا کند(Crouch,1994).

در تبيين رهيافت مفهومي جامع براي توسعه پايدار توريسم چهار مبحث عمده ذيل بايد مد نظر قرار گيرد:

پايداري اکولوژيکي : در اين روند توسعه همزاد با بقاء فرايندهاي اکولوژيکي، تنوع زيست محيطي و منابع بيولوژيک است.

 پايداري فرهنگي: يعني توسعه کنترل مردم را بر زندگي خويش بهبود بخشيد و اين مستلزم همسويي فرايندهاي توسعه با فرهنگ و ارزش‌هاي انساني و تقويت جوامع محلي براي تأمين نيازهاي خويش از طريق مشارکت نهادينه شده و توانمند ساز است.

 پايداري اقتصادي: توسعه به دليل مديريت منابع طبيعي و فرايندهاي توليد و توزيع از لحاظ اقتصادي کارآمد است. بنابراين، کارکردهاي فعلي توسعه مي‌توانند به عنوان‌ حامي نسل هاي آتي عمل نمايند.

 پايداري محلي: توسعه براي منفعت رساني به جامعه محلي طراحي مي‌شود. بنابراين توجه به خواسته و منافع مردم محلي و توانمند سازي آنها مي‌تواند به پايدار سازي جوامع محلي کمک نمايد. در اين راستا براي اندازه‌گيري ميزان پيشرفت در تطابق توسعه صنعت توريسم در راستاي حصول اهداف و ابعاد پايداري مي‌توان از معيارهاي پايداري بهره گرفت. (Lanza. and Pigliaru,2005)

راهکارهايي جهت برنامه‌ريزي توسعه توريسم پايدار

طرح‌هاي توسعه توريسم روستايي بيشتر شامل طرح‌هاي منطقه‌اي است و اين خصيصه تا حد زيادي به ظرفيت مناطق مختلف براي اراده جاذبه‌هاي توريستي متنوع و ناب برمي‌گردد و در اين راستا تلاش مردم محلي و سازمانهاي درگير در امر توسعه توريسم براي زمينه‌سازي جلب گردشگران در رويه رقابتي براي ساير مناطق لازم است و اين امر مي‌تواند به افزايش و ارتقاء کيفيت ها و جاذبه‌هاي مورد نياز گردشگران و رضامندي آنها بيانجامد و در نتيجه به توسعه پايدار توريسم منجر شود . واضح است که فعاليتهاي توريستي مانند هر کارکرد نظامند ديگر نيازمند برنامه‌ريزي قوي است تا ضمن استفاده مطلوب از فرصتهاي موجود با غلبه بر محدوديت‌ها و تنگناهاي فراروي گسترش توريسم روستايي و همزمان با حذف و کاهش وظايف خويش، صنعت توريسم را در تعامل با ساير بخش‌هاي اقتصادي به انجام رساند. مي‌توان براي طراحي يک برنامه توريسم پايدار مراحل اساسي ذيل را صرف نظر از نوع توريسم و سطح عملياتي ارائه داد:

1-    زمينه سازي و تسهيل‌گري: حضور کارآفرينان محلي يا بيروني به صورت منفرد يا گروهي و همکاري و هماهنگي بخش دولتي در عرصه توريسم

2-     درگيري و مشارکت موثر : سرمايه‌گذاري محلي در توريسم ، تدارکات امکانات بهينه در فصل‌هاي توريست پذير، ظهور بازارهاي منطقه‌اي و محلي، سرمايه‌گذاري خصوصي و دولتي در توسعه زيربناهاي محلي همانند اطلاع رساني ، ارتباطات حمل و نقل و . . . و تلاش در جهت نهادينه سازي مشارکت مردم محلي در قالب سازمان‌هاي محلي مرتبط و هماهنگ

3-     تحول و توسعه: رشد سريع جذب توريست و افزايش قابل ملاحظه توريست‌ها، رونق گيري بازار محلي، تداوم تبليغات و سرمايه‌گذاري

4-     انسجام و ثبات: کاهش نرخ رشد، سرمايه‌گذاري انبوه براي غلبه بر مشکلات فصلي و توسعه بازارهاي جديد و جذب انبوهي توريست ها و غيره

5-    تجديد و نوسازي ساختي کارکردي: جايگزين شدن جاذبه‌هاي توريستي جديد و استفاده از منابع طبيعي و جاذبه‌هاي گردشگري دست نخورده و حضور کارآفرينان جديد در عرصه توريسم(Dann,1996)

به هر حال ممکن است جوامع مختلف روستاي توريست پذير در هر کدام از اين مراحل بسر ببرند و واضح است که بعضي کارکردهايي نظير اطلاع رساني، سرمايه‌گذاري مداوم، مشارکت برنامه‌ريزي شده، تعريف حيطه‌هاي توريستي در هر منطقه به نحوي که قابل قبول همگان باشد، سوددهي اقتصادي قابل قبول فعاليت‌هاي توريستي و توزيع عادلانه درآمد و وجود سازمان برنامه‌ريزي راهبردي و مشارکتي محلي که تمام ابعاد توريسم را در برداشته باشد، معطوف به يک مرحله خاص طرح توسعه صنعت توريسم نبوده و مي بايست به عنوان ارکاني اساسي در گسترش پايدار توريسم روستايي همواره مد نظر قرار گيرد. فعاليتهاي توريسم روستايي جامعه- محور بوده و قوياً بر ظرفيت جوامع روستايي در زمينه‌هاي مربوطه تأکيد مي‌ورزد. در اين راستا بايد به توريسم روستايي به عنوان يک راهبرد اثر بخش براي توسعه اقتصادي نگريست و به جوامع روستايي براي سازماندهي ساخت‌ها و تبيين کارکردهاي توريسم روستايي و هدايت آنها در جهت دستيابي به اهداف رشد و توسعه جامعه محلي کمک نمود و در اين صورت است که مي‌توان به رشد و تنوع بخشي اقتصادي جوامع روستايي کمک نمود . سازمانها و آژانس‌‌هاي متعددي در کشورهاي مختلف در سطح جهان در زمينه توريسم روستايي فعاليت مي‌‌کنند و در اين زمينه، تلاش در جهت هماهنگي فيمابين و استفاده مشترک از تجارب و ظرفيت‌هاي مشترک از طريق شبکه‌‌هاي اطلاع رساني به منظور طرح و توسعه برنامه‌هاي عملي توريسم روستايي ضروري مي‌نمايد. دراين راستا برنامه‌ريزي در سطوح مختلف (منطقه‌اي – استاني) ملي و بين المللي لازم است و قبل از برنامه‌ريزي بايد با استفاده از رهيافت‌هاي مشارکتي شناخت مطلوبي از پتانسيل‌هاي بالفعل و بالقوه موجود به دست آورد و ظرفيت‌هاي پذيرش توريسم در هر فصل و در هر منطقه از کشور ( تفکيک زماني و جغرافيايي) را با توجه به امکانات و نيازمنديهاي مربوطه در کوتاه مدت و بلند مدت را معلوم ساخت و همچنين براي برآورد اهداف فوق در نظر گرفتن نيازها و شرايط مردم محلي از طريق مشوق‌هايي نظير گسترش فرصتهاي شغلي براي آنها و هماهنگي فيمابين کليه نهادهاي دولتي و غير دولتي فعال لازم مي‌باشد. (Lanza. and Pigliaru,2005).

اگر ساخت و کارکردهاي توريسم روستايي را بخواهيم در سطحي عميق‌تر تحليل کنيم، مسائل متعددي در زمينه برنامه‌ريزي نظام‌مند و جامع براي توسعه توريسم روستايي به چشم مي‌خورد، جنبه‌ي از توريسم روستايي که در حال حاضر شناخته شده است، همانا به سود آوري اقتصادي خدمات توريسم روستايي برمي‌گردد و زماني که تقاضا براي خدمات نازل است و ميزان انتقال در سطحي قابل قبول قرار ندارد، سرمايه‌گذاري بالا براي خلق يا بهبود تسهيلات توريسمي لازم به نظر مي‌آيد. در بسياري از عرصه‌هاي کارکردي توريسم روستايي با توجه به ماهيت فصلي و منطقه‌اي بودن خدمات هنوز اطمينان کافي براي سرمايه‌گذاري وجود ندارد و ايفاي نقش توريسم روستايي به ميزان زيادي متأثر از عملکرد ساير بخش‌هاي اقتصادي (مخصوصاٌکشاورزي) است و در اين راستا مديريت نظامند کارکردهاي توريسم روستايي به نحوي که به تمام ابعاد پايداري توجه نمايد و عوامل تأثير گذار و ساخت هاي اقتصادي وابسته را در نظر گيرد ضروري مي‌نمايد. توسعه توريسم روستايي همچنين ممکن است بر ساختار اجتماعي فرهنگي مشابه کارکردهاي اقتصادي تأثير گذار شود و به تبع آن تأثير بپذيرد؛ و اين تأثيرات ممکن است مثبت يا منفي باشند، از جمله اثرات مثبت حاصل از کارکردهاي توريسم روستايي مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

توريسم روستايي همواره مشوق استفاده بهينه از منابع طبيعي توليدي موجود (نظير آب، زمين، نيروي کار و سرمايه) و جذابيت‌هاي فرهنگي و طبيعي است و تغييرات اجتماعي و اقتصادي سازنده ، مشارکت در حفظ ميراث فرهنگي و حفاظت زيست محيطي به عنوان بستر توريسم پايدار، فراهم آوري زمينه مناسب براي ارتباط فرهنگ و اقوام مختلف در سطح ملي يا بين المللي و افزايش تغييرات و تعاملات اجتماعي فرهنگي سازنده از طريق يادگيري متقابل و حصول تفاهم مطلوب بين تمدن‌‌هاي مختلف از ديگر پيامدهاي مثبت توريسم روستايي محسوب مي‌شوند. از پيامدهاي منفي گسترش توريسم روستايي مي‌توان فشار، تخريب منابع طبيعي و جاذبه‌هاي توريستي مناطق روستايي، تغييرات نامطلوب فرهنگي اجتماعي به دليل ترويج و رشد نابهنجاري بجا مانده از فرهنگ گردشگران، ساخت دهي مجدد طبقه‌بندي اجتماعي، انتقال بي برنامه نيروي کار از بخش توليدات روستايي به سمت خدمات توريستي و در نتيجه رکود و نزول رشد پايداري اقتصادي جوامع روستايي را برشمرد و در اين راستا بايستي توجه نمود که ظهور يا تأثير بسياري از پيامدهاي مثبت با منفي برشمرده شده مخصوصاً در حيطه فرهنگي و تغيير در آداب و رسوم و شيوه زندگي مردم روستايي غير محسوس ولي پايدار است.( Baumgarten,2003)

 

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 10:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 اسفند1387

اكوتوريسم

 

جمهوري اسلامي ايران از لحاظ دارا بودن ابنيه و آثار تاريخي جزء 9 كشور نخستين دنيا محسوب مي شود و به لحاظ جاذبه هاي اكوتوريستي در ميان 10 كشور برتر دنيا قرار دارد . اين در حاليست كه بايد متناسب با اين قابليتها از در آمد 400 ميليارد دلاري توريسم بهره ببرد و سهم آن حداقل 5 درصد اين ميزان در آمد باشد . اما درآمد ايران نه تنها اين ميزان نيست بلكه درآمد سالانه ايران بسيار پائينتر و حدود 5 صدم درصد سهم توريسم است و در ميان دنيا در رتبه 92 قرار دارد .

در حاليكه دولت بر اساس چشم انداز بيست ساله ، بايد تا سال 2020 ميلادي مقدار 20 ميليون گردشگر را به داخل كشور جذب كند ،آمارها نشان دهنده اين است كه با توجه به مشكلات و موانع پيش روي ، رسيدن به اين ميزان گردشگري ، قدري بلند پروازانه و تا حدودي آرماني در نظر گرفته شده است ،ذكر اين آمارها بطور قطع بسيار تأسف آور است و نياز به بررسي و حل مشكلات و معضلات پيش روي دارد . به نظر مي رسد راه برون رفت از اين بن بست ارائه يك برنامه ريزي همه جانبه دقيق و منسجم است که بتواند گردشگری را در اقصا نقاط کشور و به خصوص در روستاهای بکر و دست نخورده کشورمان که جاذبه های فراوانی نیز دارد توسعه دهد . ضمن آنكه نبايد فراموش كرد كه توسعه در زمينه گردشگري به اعمال سياستهاي حمايتي و تصويب قوانين متناسب با استقرار نظام پايدار گردشگران و در كل توريسم باز مي گردد. به اعتقاد بسياري از كارشناسان ، سير صعودي ورود گردشگران به كشور منوط به ايجاد زير ساختهاي مناسب و نيز حفظ و تقويت بحث امنيت عيني و ذهني در داخل و حتي خارج دارد .

 بايد دقت داشت كه صنعت گردشگري امروزه به سومين صنعت در آمدزا در دنيا تبديل شده و پس از نفت و صنايع اتومبيل سازي قرار دارد ، اينكه چرا تا اين اندازه به گردشگري اهميت داده مي شود بسيار واضح است ، چون نه نيازبه ماده اوليه دارد ، نه سرمايه اصلي سنگين، در هر حال با مطالعه و تحقیق و سیاستگذاری و سرمایه گذاری در صنعت گردشگری و توسعه آن به بخشهای بکر و دست نخورده روستایی کشور می توان ، در آمد ابدي و مادام العمر براي كشور فراهم كرد .

در این تحقیق مطالعه ای گذرا بر روی صنعت گردشگری و مفاهیم پایه ای  آن و همچنین طراحی الگوی توسعه گردشگری در روستاها صورت گرفته است و سعی گردیده تا با تشخیص موانع کنونی توسعه گردشگری در کشور بر برخی از راهکارهای رفع این موانع تاکید گردد.امید است تا با توجه هر چه بیشتر محققین و سیاستگذاران کشور شاهد توسعه صنعت گردشگری کشور به خصوص در روستا ها باشیم.

مقدمه:

 امروزه سمت و سوي حركت سيطره جهاني به سمتي است كه نفكرات تصميم گيران بيش از تنازعات سياسي و نظامي به ارتباط بين مردم و دولتها به عنوان عاملي در جهت توسعه كشورها معطوف شده است. پس از اينكه نظام تك قطبي،  سيستمي نا موفق شناخته شد و به نظام چند منظوري بدل گرديد ، جنگ نظامي و رويارويي مستقيم نيز در قرن بيستم جاي خود را به جنگ سرد و منازعات فرهنگي داد. در اين راستا ارتباط ميان مردم و فرهنگها تاثيري شگرف ، در تسهيل فرايند توسعه كشورهاي جهان دارد.در اين ميان است كه صنعت گردشگري به عنوان بهترين عامل گسترش ارتباط ميان مردم نمود پيدا مي كند.در جهان كنوني گردشگري به يكي از فعاليتهاي اقتصادي در سراسر جهان تبديل شده است.به طوري كه طي پنج دهه گذشته جهانگردي و گردشگري يكي از عوامل اصلي توسعه اقتصادي و اجتماعي بسياري از مناطق جهان بوده است.امروزه دورافتاده ترین کشورها ، وحتی شهرها به درآمدهای حاصل از گردشگری می اندیشند و خود را آماده می کنند.

 با این همه بر اساس بررسی های انجام شده هنوز بیشتر ساکنان کره زمین از مقوله گردشگری به دورند و فقط 7 درصد جمعیت جهان به عنوان توریست طبقه بندی می شوند پس هنوز ظرفیت بسیار زیادی دست نخورده باقی مانده و صنعت توریسم دوران طفولیت خود را طی می کند .

سازمان جهانگردي جهاني پيش بيني مي كند كه تا سال 2010 رشد سالانه صنعت جهانگردي بين 3/4 تا 6/7 درصد باشد.در سال 2020 گردشگری به مرحله ای خواهد رسید که بسیاری از مردم سالانه چهاربار مسافرت خواهند کرد. به عبارت دیگر مسافرت جهانی و توریسم در لبه رشد عظیمی قرار گرفته است.

گردشگري روستايي كه شباهتهايي به گردشگري طبيعت يا اكوتوريسم دارد پديده اي نسبتا تازه است كه فقط بخشي از كل صنعت توريسم را در بر دارد اما رشد و توسعه آن بيش از ساير انواع توريسم است.

 بر طبق آمار در سالهاي اخير رشد سالانه توريسم در كليه رشته ها 4 درصد بوده است در صورتي كه در شاخه توريسم بر پايه طبيعت يا طبيعت گردي اين رقم بين 10 تا 30 درصد است. اهميت توسعه اكوتوريسم زماني نمايان مي شود كه بدانيم متوسط سفر 50 درصد اكوتوريسم جهان بين 8 تا 14 روز است و بر اساس آمار هر اكوتوريست به طور متوسط بين 1000 تا 1500 دلار درآمد ارزي به ارمغان مي آورد.

استادان برجسته کرسی های توسعه روستایی جهان اعتقاد دارند که))  اکوتوریسم سطح زندگی  مردم روستاها را بالا می برد و باعث کاهش مهاجرت آنها به شهرها می شود.)) آنها معتقدند که اکوتوریسم شاخه ای از گردشگری است که به مشارکت جوامع محلی نیاز دارد چرا که بهترین و توانمندترین کسانی که می توانند هدایت تورهای مربوط به اکوتوریسم را برعهده داشته باشند همین مردم جوامع محلی و بومیان روستایی هستند،این امر خود در کاهش مهاجرت روستاییان به شهر نقش اساسی دارد.

تنوع جغرافيايي ،تاريخ كهن و فرهنگ غني ايرانيان با همه فراز و نشيب هاي تاريخي خود، به قدري در طبيعت ، شهرهاي قديم ،آثار باستاني و بناهاي تاريخي نمود دارد كه ايران را از نظر جاذبه هاي تاريخي ، طبيعي و توريستي در رديف ممتازترين كشورهاي جهان در آورده است. ايران آميزه اي از ميراث هاي فرهنگي باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه اي به قدمت آغاز تاريخ تمدن و فرهنگ انسان دارد و آثار تاريخي بازمانده از دوره هاي مختلف زندگي انسان در فلات ايران در كنار چشم اندازهاي طبيعي متنوع كرانه اي ، كوهستاني ،بياباني و كويري همراه و هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراث مذهبي و فرهنگي ، مجموعه اي از انگيزه هاي گوناگون براي ديدار از ايران را فراهم مي سازد .

طبق نظر كارشناسان سازمان ايرانگردي و جهانگردي ، ايران يكي از پنج كشوري است كه از بالاترين تنوع زيستي در كره زمين برخوردار مي باشد و يكي از قطبهاي ممتاز اكوتوريزم جهان به شمار مي رود كه از توان گردشگري بسيار بالا و منحصر به  فردي برخوردار است.با اين وجود در مكان 120 بين كشورهاي جهان قرار گرفته است.

آمارها نشان مي دهد كه طي سالهاي گذشته در ميان مجموع اندك گردشگران ايران تنها حدود 2/2 درصد اكوتوريست حضور داشته اند اين در حالي است كه امروزه طبيعت گردي به يكي از اركان اصلي گردشگري تبديل شده و روز به روز هم بر طرفداران اكوتوريسم در جهان افزوده مي شود.اگر اين آمار با آمار و حجم بالاي توانمندي هاي اكوتوريستي ايران سنجيده شود ، آنگاه پي مي بريم كه ايران قادر است تا چه مقدار از طريق اكوتوريسم ارزآوري داشته باشد .هیچ کشور همانند ایران دارای تنوع اقلیمی نیست  ، درآمد سالانه گردشگری در ایران تنها از طریق اکوتوریسم می تواند به 12 میلیارد دلار برسد.

 کوتاه کلام آنکه کشور ما با جاذبه های بیشمار توریستی می تواند به راحتی صنعت توریسم را جایگزین  صادرات نفت کند که البته رسیدن به این مهم احتیاج به درک و تعمق هوشمندانه این صنعت توسط جامعه امروزی دارد.

تعريف گردشگري (Tourism) :

براي گردشگري دو تعريف مي توان ارائه داد:تعريف عام و تعريف خاص

تعريف عام:

گردشگر فردي است كه به كشور يا منطقه اي غير از محل زندگي خود و براي مدتي بيشتر از يك شبانه روز سفر كند و علاوه بر انگيزه تفريح ، انگيزه و هدف ديگري را مانند ديدار اقوام ، تجارت ،سياحت، معالجه ،زيارت واجب ،تحقيق و پژوهش علمي نيز داشته باشد. تعريف سازمان جهاني جهانگردي و سازمان جهانگردي ايران در اين تعريف مي گنجد .

سازمان جهانگردي ايران گردشگر را به نحو زير توصيف مي كند:

((گردشگر به كسي گفته مي شود كه به كشور يا شهري غير از محيط زيست عادي خود سفر كرده و مدت آن كمتر از 24 ساعت و بيشتر از يكسال نباشد و قصد او از سفر : تفريح- استراحت- ورزش- معالجه- ديدار دوستان و اقوام – ماموريت- شركت در سمينارها ،مطالعه و تحقيق يا فعاليتهاي مذهبي باشد.))

 بدين ترتيب افراد زير گردشگر محسوب نمي شوند.

1)     اشخاصي كه به قصد پيدا كردن شغل يا تجارت وارد كشور ديگري مي شوند.

2)     ساكنين مناطق مرزي دو كشور  همسايه كه به دليل شغلي بين دو كشور تردد ميكنند.

3)     اشخاصي كه به قصد اقامت دائم وارد كشور ديگري مي شوند.

4)     دانشجويان و پ‍ژوهشگران حتي اگر براي مدت كوتاهي در كشور ديگري زندگي كنند.

5)     مسافراني كه در حين عبور از كشوري به كشور ديگر ميروند.

سازمان جهاني جهانگردي ،گردشگري را اينگونه تعريف مي كند:

((گردشگري عبارت است از فعاليت افرادي كه براي استراحت ،كار  و ديگر دلايل به خارج از محيط معمول خويش سفر كرده و حداكثر براي يك سال متوالي در آنجا اقامت كنند . اين سازمان گردشگران را در سه دسته قرار داده است:

1)     گردشگران داخلي(بومي):شهروندان يك كشور كه در داخل كشور مسافرت مي كنند.

2)     گردشگران درون مرزي: افراد غير بومي يك كشور كه در داخل كشور مسافرت مي كنند.

3)     گردشگران برون مرزي:شهروندان يك كشور كه به كشورهاي ديگر مسافرت مي كنند.

تعريف خاص:

عبارت است از اينكه گردشگر صرفا به قصد تفريح سفر كند و هدف ديگري غير از آن نداشته باشد.بنابراين كسانيكه به قصد ديدار دوستان ،تجاري ، سياسي و علمي سفر مي كنند گردشگر محسوب نمي شوند و مي توان آنها را مسافر ناميد.

به عبارت ديگر طبق تعريف خاص ، گردشگري گذراندن اختياري مدتي از اوقات فراغت در مكاني غير از محل سكونت دائمي به منظور بهره گيري از لذتهاي گردشگري مي باشد.

در اين تعريف نكات زير قابل تامل است:

گذراندن اختياري:يعني شخصي آگاهانه و آزادانه به سفر ميرود و نه جبرا و جاهلانه. بنابراين سفرهاي ماموريتي يا همسفري خدمتكاران و رانندگان و حتي بچه ها با اوليا خود لزوما جزسفرهاي گردشگر محسوب نمي شود.

مدتي از اوقات فراغت: يعني زمان سفر بايستي بخش قابل توجهي از اوقات فراغت باشد نه كوتاه مانند يك روز و نه بلند مانند چند سال كه اينها سفر يا مهاجرت محسوب مي شوند.

مكاني غير از سكونت دائمي: يعني گردشگري موقعي اتفاق مي افتد كه شخص به طور موقت ترك وطن كند .

قصد التذاذ: يكي از مهمترين نكات تعريف گردشگري همانا قصد التذاذ است،يعني گردشگر عمدتا مصرف كننده كالاها و خدمات گردشگري است نه لزوما توليد كننده و توزيع كننده كالاها و خدمات غير گردشگري. بنابراين مسافرتهايي كه به قصد تجارت و يا زيارتهاي اجباري مانند حج تمتع انجام مي شود از اين تعريف خارج است.

تعريف گردشگري روستايي Rural tourism:

گردشگري روستايي كه شباهت هايي به اكوتوريزم ecotourism و اگروتوریزم (agrotourism) دارد به طور ساده به تفرج در مناطق روستايي اطلاق مي گردد. اهداف اين نوع از گردشگري مي تواند اجتماعي ،فرهنگي ، تجربه يك زندگي روستايي ، رسيدن به آرامش ،تمدد اعصاب ، استراحت و در صورت تمايل درگير شدن در فاليتهاي روزمره كشاورزي است.  

گردشگري روستايي يا اكوتوريسم پديده اي نسبتا تازه است كه فقط بخشي از كل توريسم را نشان مي دهد و طبق تعريف به آن دسته از توريسم اطلاق مي شود كه مبتني بر مسافرت هدفمند به مناطق نسبتا طبيعي براي مطالعه ،لذت جويي و استفاده معنوي از مناظر ، گياهان ، جانوران و هر نوع جنبه فرهنگي معاصر و گذشته موجود در منطقه مي باشد.

بايد توجه داشت كه گردشگري طبيعت با گردشگري معمولي تفاوتهايي اساسي دارد. از جمله اين تفاوتها ميتوان به اثرات كمتر بر پيكره محيط زيست و بافت فرهنگي منطقه و نياز كمتر به عوامل زيربنايي اشاره كرد.

در بسیاری از کشورهای برخوردار از اکوتوریسم پیشرفته ،گردشگری روستایی با اهداف و سیاستهای کشاورزی در ارتباط است و غالبا به عنوان ابزاری برای حمایت از محیط زیست و فرهنگ روستایی در نظر گرفته می شود. از همین رو ارتباط تنگاتنگی میان سازمان های کشاورزی و روستایی با سازمان های برنامه ریز گردشگری به چشم می خورد.

 گردشگری روستایی در ذات خود از اهمیت مضاعفی برای توسعه توریسم روستایی و معرفی جاذبه های این بخش برخوردار است چون کلیه فرآورده های توریسم را اعم از محیط زیست زراعی ، محصولات زراعی و اقامتگاههای موجود در مناطق روستایی را دربر می گیرد

.به بیان دیگر این نوع از گردشگری به کشاورزی و زمین های زراعی مربوط می شود که در روستاها و نقاط بکر و کوهستانی که عموما از چشم انداز زیبایی نیز برخورداراند واقع شده اند.این روستاها و مناطق کشاورزی جدای از چشم اندازهای زیبای خود ، برخوردار از خرده فرهنگهایی نیز هستند که یادگار نیاکان سرزمین و باورهای اجتماعی آنها می باشند.

تاریخچه گردشگری:

در گذشته های دور مردان جسوری که سیاح خواننده می شدند نظیر ابن بطوطه ، ناصر خسرو ، مارکوپولو .... برای امتناع حس کنجکاوی یا به دلایل مذهبی و یا شناخت آنچه که در نقاط دیگر جهان می گذرد و آشنایی با رفتار مردمان مختلف جهان بار سفر می بستند و در این راه با مشکلات و معضلات فراوان روبرو می شدند و سالهای متمادی در صحرا و بیابانها و راههای ناشناخته راه می پیمودند تا به شهر و دیار غریب و ناآشنا برسند. از طرفی دیگر قرنها پیش از مسیح فنیقیها که مردم تجارت پیشه بودند از طریق دریا و زمین برای عرضه و فروش محصولات خود و خرید اجناس و محصولات دیگران اقدام به سفر می کردند و این شجاعت و استقبال از خطر آنان راه را برای اشاعه تمدن و گسترش فرهنگ اقوام مختلف و آشنا ساختن آنها با یکدیگر گشود. بعد از آنها بازرگانان رومی اقدام به مسافرت در محدوده وسیع قلمرو امپراتوری روم نمودند و گاهی برای به دست آوردن کالاهایی گرانبها چون آهن ،کهربا و جواهرات به ممالک دوردست نیز سفر می کردند.

در قرون وسطی نیز سفرهای دور و طولانی در انحصار بازرگانان و دریانوردان بود.تجار آسیایی و اروپایی برای رسیدن به چین و آفریقا از دریا و خشکی رهسپار سرمنزل مقصود می شدند.پس از عرضه کالاهای خود و خرید کالاهای موردنیاز به سرزمین دیگر میرفتند. جریان مسافرتی دیگری که به خصوص در قرون وسطی رونق داشت ،سفرهای زیارتی بود. هجوم مسیحیان به بیت المقدس ، مسلمانان به کعبه و قبور ائمه و یهودیان به ارض موعود و نیز پیروان سایر ادیان به مراکز زیارتی خود غالبا با پای پیاده و احیانا سواره صورت می گرفت. این سفرها ،ماهها به طول می انجامید و متضمن خطرات بسیاری بود.

تا آنجا که اطلاعات تاریخی نشان میدهد ،مسافرت برای استراحت و تفریح از اوایل قرن شانزدهم شروع شده و مردم برای بازدید از شهرهای بزرگ و معروف دنیا اقدام به مسافرت نموده اند بدیهی است انگیزه اصلی سفر سیاحان معروفی چون مارکوپلو ،ابن بطوطه ،ناصرخسرو و نظایر آنها را نمی توان تفریح و استراحت دانست بلکه اینان سیاحانی حرفه ای بودند که برای تجارت ، اکتشاف ، ماجراجویی و شناخت سرزمینها و اقوام دیگر و یا زیارت و مقاصدی که ناشی از استراحت و تفریح نبود اقدام به سفرهای چندین ساله می کردند.

اصطلاح توریست از قرن نوزدهم معمول شد. در آن زمان اشراف زادگان فرانسه می بایست برای تکمیل تحصیلات و کسب تجربه های لازم زندگی اقدام به مسافرت می نمودند ،این جوانان در آن زمان ((توریست)) نامیده می شدند و بعدها در فرانسه این اصطلاح در مورد کسانی به کار میرفت که برای سرگرمی و وقتگذرانی و گردش به فرانسه سفر می کردند و بعدا با تعمیم بیشتر به کسانی اطلاق شد که اصولا به این منظور به سفر می رفتند. کم کم واژه توریست به بعضی از زبانهای دیگر نیز وارد شد و از آن واژه ((توریسم))  به وجود  آمد.

توسعه جهانگردی و پیشرفت آن از زمانی شروع شد که از یک سو قوانین و مقرراتی در زمینه حق مرخصی برای کارمندان و کارگران به مرحله اجرا درآمد و از طرف دیگر ،بالا رفتن سطح زندگی مردم به بهبود وضع زندگی خود که توام با تشدید حس کنجکاوی آنان نسبت به وضع زندگی و پیشرفت سایر ملل بود به نوبه خود به توسعه جهانگردی کمک شایانی نموده است. علاوه بر اینها افکار روشنفکران در مورد بهبود بخشیدن به وضع کلی اجتماعی خود و ضرورت دوری از محیط کار و فشارها وناراحتی های عصبی ناشی از تکامل و توسعه صنعتی و اشاعه زندگی ماشینی ،همگی باعث شد که جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی شناخته شده و توجه خاصی به آن مبذول گردد. اما توسعه جهانگردی از سوی دیگر مرهون پیشرفتهای حاصل در وسایل و صنعت حمل ونقل بوده است ، زیرا تحول حمل و نقل که همراه با افزایش سرعت وسایل مسافرت ،ارزانی و آسایش نسبی بود ،انقلاب بزرگی در صنعت توریسم به وجود آورد و باعث گردید تاسیسات پذیرایی جهانگردی به سرعت توسعه یابد.

تاریخچه گردشگری روستایی:

طی سالهای دهه 70 جهانگردان در مناطق روستایی آلپ ، با اهداف متفاوتی ،روستاها را به عنوان تفرجگاه انتخاب می کردند .اهداف مزبور اجتماعی ، فرهنگی ،تجربه یک زندگی روستایی  ، رسیدن به آرامش ، تمدد اعصاب ،استراحت و در صورت تمایل درگیر شدن در فعالیهای روزمره کشاورزی بود. فشار فزاینده ای که در منطقه آلپ با افزایش تعداد گردشگران طبیعت برای توسعه جوامع و محیط های روستایی به وجود آمد،اگروتوریزم را به عنوان یک گزینه مناسب مطرح نمود و دستاوردهای خوبی را به همراه آورد.خاستگاه اگروتوریزم از همین نقطه است. هدف ، پیشگیری از تخریب منظر و میراث فرهنگی و حل مشکلات مهاجرت جوانان و عدم توسعه اقتصادی آن نواحی بود. به دنبال موفقیت حاصله ، حرکتهای مشابهی در نقاط دیگر ، مانند اسکلواکی اتفاق افتاد که در آنجا ،سودآور نبودن تولید و مهاجرت روستاییان دلیل مهمی برای جهت گیری به سمت یک منبع ثانویه درآمد برای روستاییان یعنی گردشگری روستایی به شمار می رفت .

این روند صعودی ادامه یافت تا اینکه امروزه بسیاری کشورها در طرحهای گردشگری روستایی ، هم در جهت وضعیت معیشتی روستاییان و هم در جهت توسعه جاذبیت های گردشگری ،سرمایه گذاری کلانی کرده اند. این سرمایه گذاری ها ، واجد آثار مثبت اقتصادی متعددی بوده است.

ارکان توریسم:

ارکان صنعت توریسم را می توان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد:

1)منابع طبیعی:

این گروه شامل منابع طبیعی که به صورتهای متفاوت در هر منطقه ای وجود دارد و برای جلب نظر جهانگردان از آنها بهره برداری می شود. منابع طبیعی موجود در دنیا شامل آب و هوا ،جنگلها،سواحل دریا،حیوانات خاص هر منطقه ،گلها و گیاهان ، کوهستانهاو امثال آنها می باشند.ترکیب متنوعی از منابع طبیعی را می توان به منظور ایجاد محیط جذابی برای توسعه جهانگردی به کار گرفت ، هر ناحیه با آب و هوا و شرایط اقلیمی خاص خود مشتریان ویژه ای راجلب می کند .هرچه امکانات منطقه متعددتر و متنوع تر باشد مسلما جذابیت منطقه بالاتر بوده و مشتریان بیشتری به آن روی می آورند. در هر منطقه نوع خاصی از فعالیتها امکان اجرا دارد اما باید حتی المقدور مجموعه فعالیتها را در مناطق ،متنوعتر ساخت. به عنوان مثال مطلوبتر است که از یک ناحیه برای بازی گلف ،سوارکاری ، ماهیگیری ، اسکی روی برف ، شکار قایقرانی و سایر ورزشهای روی اب ، مطالعه طبیعت و هنرهایی از قبیل نقاشی و عکاسی استفاده گردد، تا اینکه صرفا به منظور شکار مورد استفاده واقع شود.

 موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که بهره وری منابع طبیعی مناطق جهانگردی تابعی از شیوه مدیریت و به کارگیری نیروی کار است. در بهره وری منابع طبیعی میزان استفاده صحیح ،نقش مهمی را ایفا می کند به فرض اگر از جنگلها ،دشتها و سواحل ،بیش از اندازه معینی استفاده شود بهره وری در آینده کاهش چشمگیری خوهد داشت. بدین ترتیب در نظر گرفتن میزان صحیح استفاده موجب تداوم زیبايي های طبیعی ، حفظ کیفیت منابع حیاتی و در نتیجه دوام و بقا فعالیتهای جهانگردی در این زمینه خواهد شد. کیفیت منابع طبیعی می بایست جهت نگهداری تقاضا در حد قابل قبول حفظ گردد. در برنامه ریزی ها ،سطوح مناسب کیفیت باید مورد ملاحظه قرار گیرند و حفظ استانداردهای کیفیت به منظور ادامه رضایت جهانگردی ضروری است. در حقیقت جهانگرد در برابر کیفیت جاذبه های طبیعی و نحوه استفاده از آنها بسیار حساس است و در صورتی که استانداردهای بالا حفظ نگردد تقاضا کاهش خواهد یافت. بنابراین حفظ و نگهداری محیط طبیعی در توفیق تلاشهای جهانگردی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

2)عوامل زیر بنایی :

عوامل زیربنایی شامل شاهراه ها ،فرودگاهها،خطوط راه آهن ،جاده ها،پارکینگ ها ،پارکها،امکانات روشنایی ،تسهیلات دریایی و بندری ،اتوبوس و ایستگاه راه آهن ،هتلها ،رستورانها ،مراکز خرید،اماکن تفریحی ،موزه ها،و مغازه هاو... می باشند.همچنین سیستمهای تصفیه آب آشامیدنی ،سیستمهای سوخت رسانی ،ارتباطات و سیستم های بهداشتی از جمله عوامل زیربنایی مهم در گردشگری به شمار می آیند. وجود این زیربناها برای موفقیت گردشگری اهمیت به سزایی دارد. این تاسیسات زیربنایی می بایست مناسب و قابل استفاده باشند و طوری طراحی و ساخته شوند تا برای هر گونه افزایش و توسعه در آینده مناسب باشند. تاسیسات مولد برق ،سیستم های آبرسانی ، تاسیسات ارتباطات ، تاسیسات جمع آوری زباله ها و تسهیلات خدماتی مشابه می بایست به صورت درازمدت برنامه ریزی گردد تا در آینده بتواند جوابگوی نیازها باشد. باندهای فرودگاه باید بر اساس استانداردهای جهانی ساخته شوند تا برای استفاده هواپیماهای جدید مناسب بوده و در آینده مستلزم هزینه های بالا نباشد. امکانات اقامتی یا هتلها از جمله زیربناهی مهم در گردشگری هستند. هدف از امکانات اقامتی ،ارائه یک طرح مهندسی با کیفیت بالا می باشد.

گردشگران غالبا به محلی که مطابق شیوه مهندسی محلی ساخته شده بیشتر جلب می گردند تا به هتلهای جدید که قابل تجربه کردن در سایر نقاط هم هستند،این موضوع باید مورد توجه قرار گیردزیرا غالبا افراد بدین جهت مسافرت می نمایند که خود را در محلی کاملا متفاوت از محل زندگی خود بیابند.تزینات داخلی هتلها باید جالب و آرامش بخش باشند.تسهیلات اقامتی نیاز به تزینات داخلی زیبا و محیط راحت و دلنشینی دارند.به منظور به حداقل رساند هزینه فرسودگی ،استفاده از وسایل و مبلمان با کیفیت بالا و نگهداری خوب از آنها ضروری است. امکانات زیربنایی گران هستند و ایجاد آنها نیاز به صرف وقت قابل ملاحظه ای دارند بنابراین پس از ساخت باید در نگهداری و حفظ آنها دقت فراوان به عمل آید.

3)تجهیزات حمل و نقل :

تجهیزات حمل و نقل شامل کشتی ها ، هواپیماها ،ترنها،اتوبوسها ،خودروهای سواری ،تاکسی ها و تسهیلات مشابه می باشد. در کشورهای توسعه یافته ،ماشین متداول ترین وسیله حمل و نقل است. همانطوری که اقتصاد یک کشور پیشرفت می نماید ، الگوی راه رفتن به استفاده از اسب یا سایر حیوانات ،دوچرخه ، موتورسیکلت و نهایتا به ماشینهای کوچک و بزرگ و وسایل حمل ونقل عمومی تغییر می یابد. ساختن جاده ها می بایست به نحوی صورت گیرد که در مقابل تغییرات آب و هوایی مقاوم بوده و برای استفاده ایمن بر اساس استانداردهای بین المللی آمادگی داشته باشند.خدمات فرعی از قبیل پمپهای بنزین و تعمیرگاههای ماشین ،رستورانهای کنار جاده ،پارکها و تسهیلات پیک نیکها و تسهیلات پیک نیک کنار جاده و تابلوهای راهنما همه در موفقیت فعالیتهای گردشگری ضروری است. به طور کلی باید در نظر داشت که گردشگری ،قبل از آنکه صنعتی ماشینی باشد ، صنعتی مردمی و انسانی است و راه توسعه و گسترش آن رفتار دوستانه ، اخلاق خوش و محبت و صمیمیت است .

4)منابع فرهنگی و روحیه مهمان نوازی:

این منابع شامل آثار فرهنگی است که موجب جلب نظر بسیاری از گردشگران می گردد. روحیه مهمان نوازی را می توان از نحوه خوش آمد گویی کارکنان یک سازمان ، مودب و صمیمی بودن آنها ،تمایل به ارائه خدمات قابل قبول و سایر رفتارهای گرم و دوستانه از سوی آنان درک کرد. منابع فرهنگی هر منطقه نیز شامل تاریخ، موسیقی ، ادبیات ،هنرهای نمایشی ، ورزشها و سایر فعالیتهای فرهنگی است. جاذبه های گردشگری موفقی را می توان از ترکیب منابع فرهنگی به دست آورد به عنوان مثال وقایع ،مسابقات ورزشی ، جشنواره ملی و سنتی ،بازیها و مسابقه ها از زمره این ترکیبات فرهنگی می باشند.

انواع گردشگری:

انواع گردشگری بر حسب تعریف خاص عبارتند از :

 طبیعی ،فرهنگی،اجتماعی و تاریخی که هر کدام به نوبه خود به دو زیر گروه تقسیم می شوند.

طبیعی:

 که این نوع گردشگری خود به دو نوع  گردشی و ورزشی تقسیم می شود.

الف)گردشی : این نوع گردشگران به منظور گذراندن اوقات فراغت و تفریح و استراحت و گردش طبیعت ودیدن مناظر دلربای طبیعی اقدام به سفر می کنند و اغلب در دامن طبیعت اقامت می کند.

ب)ورزشی: این گردشگران  به منظور شرکت در فعالیتهای ورزشی طبیعی مانند :اسکی ،کوهنوردی ، قایقرانی ، شکار و تماشای مسابقات ورزشی سفر می کنند و ممکن است به صورت انفرادی یا گروهی مسافرت کنند.

فرهنگی:

این نوع گردشگری نیز خود به دو نوع علمی و ادبی تقسیم می شود.

الف)ادبی:این گردشگران به منظور بازدید از آرامگاه شعرا و دانشمندان و همچنین شرکت در مراسم شعر و شعر خوانی اقدام به سفر می کنند.

ب)علمی:این گردشگران به منظور بازدید از مراکز علمی و آگاهی از چگونگی سیستم آموزشی مانند دانشگاهها ،حوزه های علمیه ، مکتبخانه ها و... اقدام به سفر می کنند.

اجتماعی:

این نوع گردشگری خود به دو نوع فولکوریک یا قومی و نمایشگاهی تقیسم می شوند.

الف)قومی: این نوع گردشگر به منظور مشاهده سبک زندگی افراد بومی و اقوام سفر می کنند. این نوع گردشگری شامل دیدار از منازل بومیان ، حضور در رقصها و جشنها و به احتمال زیاد شرکت در مراسم مذهبی آنها است. هدف شناخت اقوام مختلف و شرکت در تجربه های آنان است.

ب)نمایشگاهی :این افراد به منظور شرکت در نمایشگاههای مختلف صنعتی ، بازرگانی ،کشاورزی ، هنری و فرهنگی و برای بازدید از این نمایشگاهها اقدام به سفر می کنند.

تاریخی:

این نوع گردشگری خود به دو نوع زیارتی و سیاحتی تقسیم می شوند.

الف)سیاحتی:این افراد به منظور بازدید از آثار تاریخی مقصد مانند موزه ها ،مسجدها،کلیساها و ابنیه تاریخی که نماینگر شکوه و عظمت یک ملت و قوم هستند به سفر  می پردازند. در این نوع جهانگردی از اجرای نمایشهایی که موجب بازسازی وقایع مهم دوران گذشته است استقبال می شود.

ب)زیارتی:این گردشگران به منظور زیارت و دیدن اماکن متبرکه و مقدس که از نظر مذهبی دارای اعتبار هستند سفر می کنند. این سفرها بر اساس اعتقادات افراد صورت می گیرد.

دسته بندی فوق بر اساس تعریف گردشگری به معنای خاص بود و اگر بر اساس تعریف عام گردشگری بخواهیم دسته بندی را ارائه دهیم علاوه بر موارد فوق می توانیم گردشگری سیاسی و تجاری و درمانی را هم لحاظ کنیم.

گردشگری سیاسی :

کسانیکه به منظور شرکت در نشستهای سیاسی ،کنفرانسهای بین المللی اقدام به سفر می کنند.

گردشگری تجاری:

افرادی که به منظور بستن قرارداد یا بازدید از کارخانجات تولیدی و بازاریابی محصولات خود اقدام به سفر می کنند و در کنار این وظایف به تفریح و گردش می پردازند.

گردشگری درمانی:

افرادی که به علت بیماری اقدام به سفر می کنند که در مقصد تحت معالجه و درمان قرار بگیرند و همچنین از درمانهای طبیعی نظیر چشمه های آب گرم و لجن درمانی بهره ببرند.

 همچنین گردشگران را می توان از لحاظ طول مدت سفر به گردشگران یک روزه و چندروزه و از لحاظ تعداد به گردشگران گروهی و فردی و از لحاظ وسیله سفر به هوایی-دریایی-زمینی تقسیم بندی کرد.

انواع گردشگری روستایی:

1) گردشگری روستایی به منظور آموزش

2) گردشگری روستایی به منظور کسب تجربه از طبیعت

3) گردشگری روستایی به منظور ماجراجویی

4) گردشگری روستایی به منظور به دست آوردن برخی از خدمات

5) گردشگری روستایی به منظور آشنایی بیشتر با تاریخ منطقه

6)گردشگری روستایی به منظور آشنایی بیشتر با فرهنگ منطقه

انگیزه های گردشگری:

انگیزه های گردشگری را به طور خلاصه می توان به 4 دسته تقسیم کرد:

الف)انگیزه های فیزیکی:این انگیزه ها بیشتر ذر زمینه سلامتی بدن و پرورش جسمانی انسان می باشند و انسانها برای استراحت ،فعالیتهای ورزشی،تمدد اعصاب و تفریح و تفرج به سیر وسفر می پردازند.

ب)انگیزه های فرهنگی: انسان موجودی کنجکاو و در پی به دست آوردن آگاهی و شناخت از دیگر جوامع و فرهنگها است.او مایل است زبان ، موسیقی ،هنر،
آداب و رسوم و مذهب و.... سایر جوامع را بشناسد به همین منظور به سفر علاقمند است.

ج)انگیزه های اجتماعی:انسان نیازمند حرمت و شان اجتماعی است. شرکت در نمایشگاهها ،گردهمایی های بین المللی از جمله این موارد است که شخص با شرکت در آنها احساس تشخص ،حرمت و اعتبار می کند.

د)انگیزه های ارتباطی:این انگيزه شامل دیدن اقوام و آشناییان یا پیدا کردن آشنایان و دوستان جدید است.این انگيزه در راه ارتباط یافتن با دیگران است.

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 23:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 6 اسفند1385

امنیت غذایی

چكيده

در حال حاضر در کشورهاي در حال توسعه عليرغم پيشرفت هاي تکنولوژيکي، بازده محصولات کشاورزي رو به کاهش و جمعيت آنها فراتر از ظرفيت توليد مواد غذايي  بوده، از اين رو يکي از چالش هاي مهم اين کشورها بحث امنيت غذايي مي باشد. امنيت غذايي تنها وقتي قابل حصول است که ما با راهکارهاي آن آشنايي کافي داشته باشيم. لذا در اين مقاله پاره اي از مهمترين راهکارهاي بهبود امنيت غذايي از جمله رهيافت آگرواکولوژيکي کشاورزمحور، رهيافت مبتني بر تحقيقات متعارف، بيوتکنولوژي مدرن، فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات (ICT)، سنجش از راه دور GPS، GIS، منابع انرژي آلترناتيو و پرتوافکني غذايي مورد بررسي قرار مي گيرد.

مقدمه

 کانون توجه اين مقاله هدايت علم و تکنولوژي جهت سود رساندن به فقرا و امنيت غذايي در کشورهاي در حال توسعه است. بعضي افراد اعتقاد دارند که علم و تکنولوژي مدرن فرصت کمي براي سود دهي به فقرا دارد. بعضي افراد مخالف اين ايده هستند که بيوتکنولوژي مدرن مي تواند به کشاورزان فقير و مصرف کنندگان، در حل مشکلات غذاييشان کمک کند. بعضي از مردم نيز مخالف توسعه تکنولوژي پيشرفته براي کشاورزان کوچک از طريق روشهاي تحقيق سنتي هستند. آنها استدلال مي کنند که دانش بومي حاصله بوسيله خود کشاورزان در طي قرنها براي کشاورزان بسيار مناسب است. بعضي از افراد نيز مخالف اين هستند که کشاورزان فقير از نهاده هاي خريداري شده استفاده کنند، چرا که با اينکار آنها به بازار و ارايه دهندگان خصوصي اين نهاده ها وابسته مي شوند. فقرا تنها زماني از فقر و عدم امنيت غذايي رهايي مي يابند که در مبادلات اقتصادي تلفيق شوند. عوامل متعددي همچون نهادها، سياست ها، تکنولوژي، بازارهاي رقابتي، مقررات دولت راجع به ICT، انحصارات دولتي يا خصوصي، ارايه دهندگان تکنولوژي و توزيع نابرابرتوان بازار بين فقرا و ارائه دهندگان استثمار فقرا را تسهيل مي كند.

1-      تکنولوژي آگرواکولوژيکي کشاورز محور       

   اين رهيافت توسط جولز پرتي معرفي شده است. رهيافت آگرواکولوژيکي کشاورز محور بدنبال استفاده از کالاها و خدمات طبيعت بعنوان يک نهاده کارکردي است و اين کار را با استفاده از تلفيق فرآيندهاي بازآفريني در فرآيند توليد مواد غذايي انجام مي دهد. اين رهيافت استفاده از نهاده هايي را که به محيط زيست آسيب  مي رسانند به حداقل مي رساند. رهيافت آگرواکولوژيکي کشاورز محور مبتني بر دانش و مهارت و بدنبال استفاده مؤثر و سودمند از سرمايه هاي اجتماعي يعني ظرفيت هاي افراد براي فعاليت هاي گروهي به منظور مديريت آفات، آبياري و جنگل است.

رهيافت آگرواکولوژيکي بدنبال توليد غذاي ارزان، کم هزينه، تکنولوژيهاي در دسترس و نهاده هايي است که به محيط زيست آسيب نرسانند. اين رهيافت نه تنها به افزايش بهره وري ، بلکه به استفاده بهينه تر از آب، خاک و کنترل آفات نيز کمک مي کند. پرتي اعتقاد دارد که اين چنين رهيافتهايي به توسعه کشاورزي پايدار، کاهش فقر روستايي و بهبود امرار معاش روستايي کمک مي کند. پرتي پيشنهاد مي کند که سهم بيشتري از بودجه تحقيقات به بهبود اين رهيافتها بايد اختصاص بيابد.

رهيافت آگرواکولوژيکي سهم مهمي در کاهش فقر و بهبود امرار معاش روستايي دارد. اين رهيافت نيازمند ظرفيت سازي کشاورزان و جوامع آنها براي يادگيري درباره اکولوژي و بيوفيزيک مزارعشان است. اين امر زماني امکان پذير است که سازمانها با همديگر همکاري کنند، پيشرفت ها از سطح محلي به ملي بين المللي باشد و روابط بين بخش خصوصي، دولتي و سازمانهاي غير دولتي بيشتر شود. رهيافت آگرواکولوژيکي زماني مي تواند در امنيت غذايي نقش داشته باشد که به افزايش توليد مواد غذايي بپردازد. سياست ها و نهادهاي توسعه روستايي بجاي اينکه به راه حل هاي بيروني تمرکز کنند بايستي به برآوردن نيازهاي جوامع محلي و توسعه مشارکتي تغيير مسير دهند و بالاخره بخش اعظمي از بودجه علوم و تحقيقات بايستي در جهت تکنولوژيهاي آگرواکولوژيکي و ارتباط بهتر بين کشاورزان و متخصصان کشاورزي تخصيص يابد.

پيشرفت هاي آگرواکولوژيکي

چهار نوع پيشرفت آگرواکولوژيکي نقش مهم و اساسي در توليد مواد غذايي ايفاء  مي کنند:

استفاده کارآمدتر از آب، بهبود کيفيت خاک، کنترل آفات و علف هاي هرز يا عدم استفاده از علف کش ها و بالاخره طراحي مجدد کل نظام زراعي.

مکانيسم هاي بهبود توليد غذا

در اين رهيافت جهت حصول به امنيت غذايي چهار نوع مکانيسم وجود دارد:

·    فشرده سازي يک عنصر واحد در يک نظام زراعي، همچون يکپارچه سازي خانه- باغ

·    افزودن يک عنصر مولد جديد به نظام زراعي که يا درآمد و يا توليد و يا هر دو را افزايش مي دهد، همچون پرورش ماهي در برنج

·استفاده بهتر از سرمايه هاي طبيعي جهت افزايش کل توليد مزرعه، مخصوصاً آب و زمين و افزايش ذخيره آب براي محصولات

·بهبود عملکرد در هکتار محصولات عمده  و اساسي از طريق معرفي عناصر جديد در نظام هاي زراعي (IPM) يا واريته ها و نژادهاي حيواني که مناسب با شرايط محلي است.

2- تکنولوژي مبتني بر تحقيقات متعارف

اين تکنولوژي قوياً از طرف پرابو پينگالي حمايت مي شود. همزمان با ظهور پيشرفت هاي جديد بيوتکنولوژي، بسياري از موضوعات تحت تأثير قرار گرفته اند و تحقيقات متعارف نيز از اين مقوله جدا نمي باشد. روشهاي متعارف تحقيقات يکي از منابع مهم تکنولوژيکي در مباحث مديريت و اصلاح تلقي مي شود. پيشرفت هاي بيولوژيکي مي تواند نقش تکميل کننده را در تقويت روشهاي متعارف ايفاء کند. در کنار اين مباحث، افزايش درک کشاورزان بعنوان يک ابزار کمکي تحقيقي مي تواند در دستيابي به نتايج تحقيقاتي متناسب با موقعيت هاي محيطي و اجتماعي کمک شاياني نمايد.

تکنولوژي مبتني بر تحقيقات متعارف نقش کليدي در موفقيت انقلاب سبز داشت. بهبود و ترويج واريته هاي جديد پربازده يکي از مهم ترين عوامل کمکي به اين موقعيت ها بوده است. مسير تحقيق متعارف همچنان در جهت دستيابي به يک جريان پايدار توليد و افزايش بهره وري ادامه مي يابد. در بسياري از مناطق، اين جريان با مسايلي مانند توليد بذر، مديريت منابع و ساير تکنولوژيهاي زراعي مواجه است. علاوه بر اين موارد، تحقيقاتي نيز در ارتباط با موضوعات مديريت منابع که نقش بسيار مهمي را در افزايش بهره وري ايفا کرده اند، انجام شده است. بطور کلي پينگالي از موفقيت تحقيقات متعارف در افزايش ذخيره مواد غذايي، امنيت غذايي و کاهش فقر در کشورهاي در حال توسعه قوياً حمايت مي کند.

3- بيوتکنولوژي مدرن

ايده سودمندي نقش بيوتکنولوژي مدرن در امنيت غذايي توسط كالستوس جوما ارايه شده است. بيوتکنولوژي يک گزينه مهم در برآوردن نيازهاي بلند مدت غذايي کشورهاي در حال توسعه است. بيوتکنولوژي مي تواند در حل مسأله خشکسالي، محصولات مقاوم به بيماري ها، افزايش بازده، کاهش ضرر و زيان هاي بعد از برداشت، بهبود عملکرد چارپايان و احياء مناطق حاشيه اي نقش داشته باشد. همه اين مسايل در گرو همکاري هاي بين المللي، افزايش حمايت هاي مالي از بخش دولتي، تقويت بخش خصوصي و استفاده از علم و تکنولوژي براي توسعه پايدار مي باشد. بعلاوه، مستلزم توجه به سياست هاي اجتماعي است که تأثير تکنولوژيهاي جديد را بر جوامع روستايي مدنظر قرار دهد. مثلاً بايد راههاي ايجاد امرار معاش براي آن دسته از کشاورزاني که توسط شيوه هاي تکنولوژيکي جديد جايگزين شده اند را مدنظر داشته باشد.

استفاده از بيوتکنولوژي جهت توجه به نيازهاي خانواده هاي کم درآمد در کشورهاي در حال توسعه بايد در يک چارچوب سياسي که به مسايل اجتماعي توجه مي کند، مدنظر قرار بگيرد. از همه مهمتر اين چنين استراتژيها بايد بخشي از سياست هايي باشد که از علم و تکنولوژي جهت رسيدن به اهداف توسعه پايدار که شامل اهداف اکولوژيکي، اجتماعي و اقتصادي است، استفاده بکنند.

با همه اين تفاصيل، به دو دليل عمده استلزامات ژنتيکي هنوز درک نشده است: 1)توسعه محصولات براي خانواده هاي کم درآمد هنوز بصورت سنتي در اختيار بخش دولتي است، 2)تحقيقات کشاورزي در بخش دولتي رو به کاهش است و بنابراين سرمايه گذاري اندکي در توسعه محصولات براي خانواده هاي کم درآمد صورت گرفته است.

4- فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (ICTs)

نومودين چادوري از نقش بالقوه ICT در امنيت غذايي سخن مي گويد. فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات (ICTs) شامل ذخيره، پردازش، نمايش، تقسيم، حفاظت و مديريت اطلاعات مي باشد. ICT مي تواند با ايجاد رشد اقتصادي، باسواد کردن افراد و فراهم کردن اطلاعات درست و به روز، به کشاورزان فقير کمک کند.

ICT بطرق زير مي تواند در حصول به امنيت غذايي نقش داشته باشد :

·          دسترسي به سياست ها و اطلاعات به روز در ارتباط با بازار و نيز آماده نمودن کشاورزان کوچک

·بهبود قابليت سود دهي بازار و کمک به تصميم گيري کشاورزان از طريق ايجاد برابري و ارايه اطلاعات به روز

·افزايش تنوع در اقتصاد روستايي

·صرفه جويي در هزينه هاي زندگي و معرفي اينترنت بعنوان پايه و اساسي براي تشخيص و حل مشکلات

·    استفاده از شبکه جهاني براي بهبود آموزش و پرورش و توانائيهاي بالقوه و بهبود فقر در کشورهاي در حال توسعه. فقرا از طريق دستيابي به تلفنهاي بي سيم (همراه) و اينترنت مي توانند دسترسي خود را به مواد غذايي بهبود ببخشند. بطور نمونه در روستاهاي بنگلادش استفاده از تلفن هاي همراه مورد آزمايش قرار گرفت و ديده شد که استفاده از تلفن همراه دسترسي به نهاده ها و نيز توليد را راحتتر کرده است. در کنار آن تلفن همراه باعث توسعه روابط بازاريابي و مبادله کالاها شده است، همچنين در غنا مردان ماهيگير با استفاده از تلفن همراه اطلاعاتي در رابطه با بازار و نيز وضعيت قيمت ها کسب مي کنند. همچنين در جنوب هند در روستاهايي که ماهيگيران از وضعيت هواي دريا با استفاده از کف بيني (طالع بيني) مطلع مي شدند، اينک از وضعيت دريا با استفاده از سيستم اينترنت مطلع   مي شوند. ICT همچنين مي تواند با ريشه کني فقر و گرسنگي، دستيابي به آموزش جهاني، توانمند سازي زنان و افزايش بهداشت مادران نقش مهمي را در امنيت غذايي ايفاء کند. مثلاً ICT مي تواند از طريق افزايش عملکرد دام و محصول، فراهم آوردن اطلاعات مناسب، بهبود شيوه هاي انجام فعاليتهاي کشاورزي و انتشار اطلاعات مربوط به قيمت ها، در آمد و پس انداز کشاورزان را افزايش و در نهايت باعث افزايش پول در دسترس ايشان براي تأمين ضروريات زندگي خود- براي مثال غذا- شود.

از ديگر نقش هاي ICT مي توان به تسهيل شرايط زندگي، دسترسي به منابع زندگي، ارتقاء کيفيت زندگي و ايجاد فرصت هاي شغلي اشاره نمود .

5-GPS, GIS  و سنجش از راه دور

تکنولوژيهاي فضايي اکثراً بصورت غير مستقيم براي تحقيق، برنامه ريزي و غيره به فقراي روستايي نفع مي رسانند. اين ايده توسط ديکن و وود ارايه شده است. فنون کشاورزي دقيق به ميزان زيادي در کشاورزي تجاري بکار مي رود، بعنوان مثال تعيين ميزان مصرف کود در هر هکتار. يکي از کاربردهاي مستقيم نظامهاي اطلاعاتي جغرافيايي(GIS ) در کشورهاي در حال توسعه نقشه کشي اشتراکي است که براي مثال متخصصان از وضعيت امور اراضي مطلع مي شوند. تکنولوژيهاي فضايي در برنامه ريزي هاي کشاورزي و دقيق، برنامه ريزي زير ساخت هاي روستايي و برنامه ريزي اضطراري کاربرد دارند. بطوريکه کلي اين تکنولوژيها از طريق ارايه اطلاعات درست و به موقع به بهبود امرار معاش فقراي روستايي کمک مي کند

6- منابع انرژي آترناتيو

پاچوري و مهروتا از نقش منابع انرژي آترناتيو در امنيت غذايي سخن مي گويند. امنيت غذايي براي جمعيت روبه رشد، بدون حذف فقر روستايي حاصل نمي شود و حل مشکل انرژي در مناطق روستايي مي تواند عنصر اصلي مشکل فقر باشد.نتيجه اينكه منابع انرژي آترناتيو مي توانند در حل مشكلات امنيت غذايي نقش داشته باشند.  در مجموع منابع انرژي آترناتيو مي تواند به طرق زير در امنيت غذايي نقش داشته باشند :

Ø         فراهم کردن نور بهتر : نور بهتر فقرا را قادر مي سازد که طول فعاليت اقتصادي خود را افزايش دهند و بچه هاي آنها مي توانند به والدين خود در کارهاي روزمره کمک كرده و در عصرها مطالعه نمايند.

Ø        کمک به محيط زيست : استفاده از انرژي هاي قابل تجديد نسبت به انرژي هاي متعارف به حفظ محيط زيست کمک کرده و از افت اضافي انرژي جلوگيري کرده و به آنها فرصت توليد دوباره را مي دهد.

Ø        فراهم کردن سيستمهاي سوختي پايدار : ترکيبي از کشاورزي در جنگل و جنگل زايي منجر به اثر بخشي انرژي مي گردد و مي تواند به استفاده از يک سوخت دائمي در جوامع روستايي کمک کند.

Ø        سود رساني به زنان : حداقل وابستگي به سوخت هاي چوبي و ساير منابع سوختي، مي تواند کار طاقت فرساي زنان را از طريق کوتاه کردن يا حذف مسافتي که زنان براي جمع آوري چوب بايستي بروند، کاهش مي دهد.

Ø        بهبود سلامت انسان : با استفاده از اجاق هاي پيشرفته، مشکلاتي که توسط کار با اجاقهاي معمولي حاصل مي شد همانند بيماريهاي چشمي يا تنفسي، کاهش و يا رفع مي گردد.

Ø        بهبود درآمدها : منابع انرژي آترناتيو، فرصت هاي استخدام را از طريق استفاده مستقيم انرژي در صنايع کوچک مقياس و کشاورزي بهبود مي بخشند. ساختن، تعمير کردن و نگهداري ابزار آلات انرژي يا فروش انرژي به مراکز ارايه دهنده تسهيلات همگي فرصت هاي شغلي را ايجاد مي کنند .

منابع انرژي آترناتيو زماني مي تواند در حل مشکلات امنيت غذايي  مفيد و کارساز باشند که :

·    از لحاظ تکنولوژيکي منطبق با نيازهاي خاص جامعه باشد.

·به ظرفيت سازي جوامع روستايي بپردازد.

·مطمئن باشد که مکانيسم بازار راه حلهاي مناسب را ارايه مي دهد.

·سياستهاي مناسبي را تدوين کند که به تسهيل پذيرش اين راه حلها در سطوح محلي کمک کند .

 

7- پرتو افکني غذايي

نظريه پرداز اين ديده يعني مورتون ساتين براي نقش پرتو افکني غذايي در امنيت غذايي اهميت خاصي قائل است. غذاهاي آلوده يکي از رايج ترين مشکلات بهداشتي در دنيا است و يک عامل مهم در کاهش بهره وري اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه بشمار مي رود. پرتو افکني غذايي يک روش مطمئن و مقرون به صرفه براي از بين بردن آلودگي هاي مواد غذايي است. گرچه، بعضي از کشورهاي در حال توسعه از اين روش استفاده مي کنند، اما برداشت هاي غلط درباره پرتوافکني غذايي مانع از آن مي شود که اين تکنولوژي در سطح وسيعي استفاده شود.

پرتوافکني غذايي يک فرآيند فيزيکي است که مواد غذايي را در معرض انرژي- اشعه گاما يا انرژي الکترون- قرار مي دهد. اشعه گاما و الکترون با انرژي بالا مي توانند DNA ميکروارگانيسم هاي ناخواسته را غيرفعال کنند. بدون اينکه ماهيت غذا را تغيير دهند.

از نظر ساتين بيماري هاي غذايي علاوه بر تأثيراتي که بر بهداشت کودکان دارند، پيامدهاي اجتماعي- اقتصادي آن نيز بسيار حايز اهميت است. بعبارت ديگر در بحث پرتو افکني غذايي فقط آلودگي غذا مطرح نمي باشد بلکه مسايلي همچون هزينه هاي پزشکي يا بيمارستاني که بالغ بر ميليون ها دلار است نيز مورد توجه مي باشد. ساتين اينگونه استدلال مي کند که با توجه به حجم محدود مواد غذايي و رشد روز افزون جمعيت دنيا، مسأله کمبود مواد غذايي چشمگير مي باشد و اگر بخواهيم که اين حجم محدود مواد غذايي بيش از اين با بحران روبرو نشود لازمه اش اينست که از آلودگي مواد غذايي جلوگيري کنيم و زماني جلوگيري از آلودگي غذايي حاصل مي شود که مواد غذايي را در معرض پرتو افکني غذايي قرار بدهيم.

جمع بندي

مجموعه اين راهکارها تصويري را از بعضي مهمترين تکنولوژيهاي براي بهبود امنيت غذايي فقرا در کشورهاي در حال توسعه فراهم مي کند. بيشتر اين تکنولوژيها در کشورهاي ثروتمند بکار گرفته شده اند. بعضي از اين تکنولوژيها فوراً براي فقرا قابل استفاده هستند و ساير تکنولوژيها تنها زماني براي فقرا قابل استفاده هستند که سياست ها ونهادهاي موجود تغيير بيابند. اين تعامل بين تکنولوژي و سياست بسيار مهم است. براي اينکه بتوانيم به فقرا در حل مشکلات غذايي شان کمک کنيم بايستي به توسعه آن دسته از تکنولوژي هايي بپردازيم که براي حل مشکلات امنيت غذايي مفيد مي باشند. تنها از اين طريق است که افراد فقير اين توانايي را  مي يابند که خود راهکارهاي حل مشکلاتشان را طراحي و اجرا بکنند.

 

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 22:16 |  لینک ثابت   •