دوشنبه 2 اردیبهشت1387
سلام
امیدوارم سال جدید را با خوبی و خوشی آغاز کرده باشید. برای تمام هموطنان خوبم آرزوی سالی پربار را دارم.دوستانی نظر داده بودنُ پیشنهاد دادن ازشون ممنونم. تا حد امکان سعی میکنم در مطالب جدید نظرات را اعمال کنم.
با تشکر
طهماسب
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
برنامه ریزی استراتژیک
مقدمه
بطور كلي انسان از آغاز تاكنون همواره با برنامهريزي در ابعاد مختلف زندگي خود عجين شده است. انسان اوليه زمانيكه به تنهايي نميتوانست نيازهايش را رفع كند، به زندگي اجتماعي روي آورد و اين انسان همواره براي رفع نيازهايش، محيط پيرامون خود را تغيير داده و ميدهد. در دوراني كه بشر در شرايط ابتدائي زندگي ميكرد عمده نيازهايش عبارت بودند از رفع گرسنگي و در امان بودن از بلايا و خطراتي كه در پيرامونش بودند. انسان اوليه نيز براي رفع نيازهايش مجبور بوده است كه روشها و ابزارهايي را از طريق آزمون و خطا بكار گيرد، اين روشها و ابزارها كه براي رفع نيازها و اهداف بوجود ميآمدند سرآغاز اوليه كاربرد برنامهريزي در زنگي انسان ميباشند.
بعبارت ديگر برنامهريزي از همان دوران نخستين زندگي انسان وجود داشته است ولي بسته به شرايط مكاني و زماني نوع اين برنامه ريزي متفاوت بوده است. بنابراين با توجه به اينكه آينده بطور مداوم تغيير مي كند، برنامه ريزي يك پل لازم و ضروري است كه بين حال و آينده زده مي شود و احتمال دستيابي به اهداف مورد نظر را بالا مي برد.
با وجوديكه محيط اطراف بشر تغئيرات زيادي يافته است، اما همچنان نياز به برنامهريزي بخوبي احساس ميشود. با توجه به اينكه عوامل اقتصادي از مهمترين عوامل تشكيلدهنده محيط انساني هستند و با در نظر گرفتن تغئيرات فراواني كه در محيط اقتصادي رخ ميدهند، لزوم و اهميت برنامهريزي اقتصادي بيشتر نمايان ميشود. بدليل همين تغئيرات زياد اقتصادي است كه بنگاههاي اقتصادي با هدف كاهش اثرات منفي اين تغئيرات به برنامهريزي اقدام ميكنند. بنابراين براي فعاليت موفق در محيطهاي اقتصادي داشتن برنامههاي جامع و كامل از ضروريات است و امروزه هيچ بنگاه اقتصادي بدون داشتن برنامههاي مدون نمي تواند در فعاليتهاي اقتصادي خود موفق باشد.
با توجه به پيچيدگيهاي روابط اقتصادي، امروزه فرايند برنامهريزي نيز از تكنيكهاي خاصي بهره ميگيرد. از آنجا كه استفاده از اين تكنيكها و نيز رعايت مراحل و مسائل علمي و كارشناسي در برنامهريزي در شركت شهروند داراي تازگي ميباشد، در اين گزارش سعي شده است تا حد ممكن مسائل مختلف مطرح در امر برنامهريزي و نيز تكنيكهاي مورد نظر بطور اجمال مورد بررسي قرار گيرند تا آشنائي اوليه با اين مسائل حاصل گردد.
منافع و اهميت برنامهريزي
با برنامهريزي صحيح و سنجيده بنگاه اقتصادي اين امكان را مييابد كه به شيوهاي خلاق و نوآور عمل كند. بسياري از مفاهيم و تكنيكهاي مورد استفاده در برنامهريزي بلندمدت كه بعضا برنامهريزي استراتژيك و يا مديريت استراتژيك نيز ناميده ميشود، توسط بسياري از شركتها و مؤسسات مورد استفاده واقع شده است و نتايج رضايت بخشي را به ارمغان آورده است. در حال حاضر بيش از 75% شركتها و مؤسسات از روشهاي مختلف برنامهريزي بلندمدت يا مديريت استراتژيك استفاده ميكنند، در حاليكه در سال 1979 ميلادي مقدار آنها به كمتر از 25% مي رسيد.
البته بايستي توجه داشت كه برنامهريزي صرف نميتواند موفقيت شركت يا بنگاه اقتصادي را تضمين كند. اگر برنامههاي مورد نظر در نظام برنامهريزي بصورت تصادفي به اجرا درآيند، ناكارآمد خواهد بود و چيزي جز ويراني و صرف هزينه به بار نخواهد آورد. براي مثال، مديرعامل شركت هرشي (Hersheys) كه يك شركت شكلاتسازي است، موفقيت خود را به حساب برنامهريزي و مديريت استراتژيك ميگذارد و معتقد است: مسير زندگي شركت از طريق برنامهريزي براي دوره هاي بلندمدت تعيين ميشود و ترديدي نيست كه ما در نظر داريم در آينده به اين فرآيند تكيه كنيم و آن را تقويت نماييم
مؤسسات و يا بنگاههايي كه برنامهريزي را در اولويت كاري خود قرار ميدهند ، ميتوانند منافع مالي و غيرمالي فراواني را عايد مؤسسه يا بنگاه اقتصادي نمايد. براي مثال دو پژوهشگر به نامهاي "كوك و فريس" گزارش كردند كه بر اساس تحقيقاتي كه انجام دادهاند، عملكرد بسيار عالي شركتهاي مورد تحقيق، گوياي ديدگاه استراتژيك و توجهي است كه آنها به دورههاي بلندمدتتر در برنامهريزي داشتهاند. شركتهايي كه عملكرد عالي دارند، بصورت منظم برنامهريزي ميكنند تا همواره آماده رويارويي با نوسانات و تغييراتي باشند كه در محيطهاي داخلي و خارجي شركت رخ مي دهد. از سوي ديگر اغلب شركتهايي كه عملكرد ضعيف دارند به فعاليتهايي مي پردازند كه كوتاه بينانه است و به هيچ وجه شرايط آينده را پيش بيني نمي كنند و در نظر نميگيرند.
مايكل آلن نيز در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيده است كه برنامهريزي يا همان مديريت استراتژيك فعاليتهاي اقتصادي در بسياري از موارد توانسته است، عملكرد شركتهايي مانند جنرال الكتريك و امريكن اكسپرس را بهبود بخشد در اصل برنامهريزي علاوه براينكه به اين شركتها كمك ميكند دچار مشكلات مالي نشوند، منافع محسوس ديگري نيز به آنها ميرساند، مانند افزايش آگاهي از تهديدات خارجي، استفاده بهتر از فرصتهاي موجود در محيط خارجي و نيز تقويت آينده نگري.
بطور حتم شركت خدماتي كالاي شهروند نيز بعنوان بنگاهي اقتصادي كه در محيط بسيار متغير اقتصادي فعاليت ميكند و ضمن كسب سودي منطقي و اقتصادي، هدف بهبود رفاه شهروندان و مشتريان خود را نيز دنبال مينمايد، از اين قاعده مستثني نيست. بنابراين يكي از شرايط موفقيت شركت شهروند در فعاليتهاي اقتصادي دارابودن برنامهاي مدون، منسجم و جامع است.
علاوه بر منافع ذكر شده در بالا، با يك برنامهريزي صحيح ميتوان در كاركنان، ايجاد انگيزه كرد كه البته براي اينكار بايد كاركنان در تدوين برنامه مشاركت داده شوند تا بتوانند امور و جريانهاي مورد نظر در تهيه برنامه را درك كنند و نسبت به اجراي برنامه تعهد بيشتري از خود نشان دهند. همچنين يك برنامهريزي خوب ميتواند بر عملكرد فرد و سازمان تاثير مثبتي داشته باشد. برنامه ريزي اين امكان را براي بنگاه بوجود مي آورد كه فرصتهاي موجود در محيط را شناسايي و از آنها بهره برداري كند و اثرات تهديدات خارجي را به به پايين ترين حد ممكن تقليل دهد .
در دنياي امروز بندرت شركت يا بنگاه اقتصادي يافت ميشود كه برنامه دقيقي از فعاليتهاي آتي خود نداشته باشد، و اگر چنين بنگاهي يافت شود شايد به نحوه تفكر مديران اينگونه شركتها برگردد. استدلال مديران اينگونه شركتها مي تواند اين باشد كه آنها وقت كافي ندارند تا قسمتي از آن را به امور برنامهريزي اختصاص دهند و يا اينكه با يك ديد منفي نسبت به فرايند و نتايج برنامهريزي نگاه ميكنند و معتقدند تنها چيزي كه از برنامهريزي عايد خواهد شد فقط گرد و غبارهايي خواهد بود كه بر روي اين برنامه ها مينشيند.
اگر برنامهريزي فقط در چند برگ گزارش خلاصه شود و بدون پشتوانه اجرايي باشد، بطور حتم اينگونه خواهد بود. بنابراين در برنامهريزي آنچه كه از اهميت ويژهاي برخوردار است، نحوه اجراي برنامههاي حاصل از آن ميباشد. اگر بهترين برنامه نيز نوشته شود ولي بهدرستي اجرا نشود ، نتيجه بخش نخواهد بود.
برنامهريزي چيزي بيش از اينست كه از طريق آن گذشته را با حال و يا حال را با آينده، مقايسه كرد. برنامهريزي اين امكان را براي بنگاه اقتصادي بوجود ميآورد كه خود را با دنيايي كه لحظه به لحظه در حال تغيير است، وفق دهد و از فرصتهاي ايجاد شده حداكثر بهرهبرداري را بعمل آورد. بعبارت ديگر در برنامه ريزي بايد حالت پويايي و ديناميك وجود داشته باشد.
اهداف برنامهريزي
اهدافي را كه در برنامهريزي براي مجموعه فروشگاههاي زنجيرهاي شهروند ميتوان دنبال نمود و مدنظر قرار داد، عبارت خواهند بود از:
- پيشبيني اوضاع كلي اقتصادي جامعه و هماهنگ نمودن فعاليت اقتصادي با آن
- استفاده بهينه از امكانات موجود در توزيع كالا و خدمات
- كمك به هرچه بهتر برآوردن نيازهاي مردم به خدمات مختلف كالائي
- بسترسازي در جهت بهبود استانداردها و كيفيت خدمات كالايي
- بهبود امكانات اقتصادي و مالي شركت
- به حداقل رساندن ريسكهاي مترتب بر فعاليت خردهفروشي بعنوان فعاليت غالب شركت
- پيشبيني اوضاع اقتصادي شركت در آينده و تلاش در جهت رفع كمبودها و نقاط ضعف
- كسب حداكثر كارائي ممكن در فعاليت اقتصادي و خدمت به شهروندان
علاوه بر اينها ، برنامهريزي باعث ميشود كه اين امكان را براي فروشگاههاي شهروند بوجود آورد تا زمان و منابع را به شيوهاي اثر بخش و كارا به فرصتهاي شناخته شده تخصيص دهد و همچنين اثرات شرايط نامساعد و نامطلوب را براي شركت به حداقل برساند.
تعريف
برنامه
برنامه، نمايش منظم و يا رعايت سلسله مراتب فعاليتهاي مربوط به هم و نيز مربوط به يك رشته تصميمات منظم و بر حسب دوره هاي زماني مختلف است.
برنامهريزي
برنامهريزي، تصميمات منظم بر اساس سلسله مراتب عمليات است.(4) "فريد من" نيز برنامهريزي را نوعي تفكر درباره مسائل اجتماعي ، اقتصادي ، تعريف نموده كه ويژگيهاي جهتگيري و آيندهنگري بصورت عملي در روابط، اهداف و تصميمات همه جانبه را دارا بوده و بشدت در زمينه خط مشي و برنامه از جامعيت برخوردار ميباشد. از لحاظ سيستمي نيز، علم اداره و كنترل سيستمها را بمنظور بهبود زندگي انسانها، علم برنامهريزي مينامند.
" پوريت " معتقد است، برنامهريزي، مجموعه اقداماتي است كه براي رسيدن به اهداف معين انجام ميگيرد. بعبارت ديگر برنامهريزي، اقدام نظام يافتهاي است كه براي موثر بودن بايستي ويژگيهاي ذيل را دارا باشد
1- اهداف كمي بايد مشخص باشند.
2- راههاي مختلف ممكن براي رسيدن به اهداف بايد مشخص باشند.
3- منابع موجود براي رسيدن به اهداف ، شناسايي شوند.
4- فرآيند اجرا بايد در نظر گرفته شود.
برنامهريزي داراي تقسيمبنديهاي مختلفي است. بطور كلي برنامهريزي را از دو جهت مدت و تمركز تقسيمبندي ميكنند. انواع برنامهريزي از جهت مدت زمان به شرح ذيل مي باشند:
- برنامهريزي درازمدت (25-10سال)
- برنامهريزي ميان مدت (7-3سال)
- برنامهريزي كوتاه مدت (2-1سال)
همچنين تقسيمبندي برنامهريزي از نظر تمركزبه شرح ذيل ميباشد:
- برنامهريزي متمركز
- برنامهريزي غيرمتمركز
- برنامهريزي جامع
برنامهريزي غيرمتمركز يا از پايين به بالا، فرآيندي است در راستاي مشاركت كاركنان در برنامهها و برنامهريزي متمركز يا از بالا به پايين، فرآيندي است كه در آن امكانات و منابع و نيازها در سطوح بالاي برنامهريزي، بر اساس اطلاعات تهيه شده در سطوح پايينتر تهيه ميگردند، اين نوع از برنامهريزي توسط مديران مركزي انجام ميگيرد و به واحدهاي زير دست، ارجاع ميگردد. برنامهريزي جامع، كاملترين نوع برنامهريزي است و در واقع تركيبي از برنامهريزيهاي متمركز و غيرمتمركز ميباشد.
بر اين اساس تدوين برنامه ميانمدت مجموعه فروشگاههاي شهروند از نظر زماني، ميان مدت (5ساله) خواهد بود. همچنين در اين برنامهريزي از برنامهريزي جامع استفاده خواهد شد، يعني برنامهريزي موردنظر بصورتي خواهد بود كه علاوه براينكه اهداف مورد نظر مديران رده بالا مدنظر قرار خواهد داد، به اهداف و نظرات مديران رده پايين نيز توجه خواهد داشت و آنها نيز در فرايند برنامهريزي سهيم خواهد بود.
ماموريت
ماموريت شركت مقاصد آن شركت است، يا در واقع فلسفه وجودي شركت را بيان ميدارد. ماموريت تنها به وضعيت كنوني شركت مربوط نميشود بلكه به آنچه كه ميخواهد بشود نيز ميپردازد
اهداف عملياتي
عبارتند از نتايج پاياني فعاليت برنامهريزي شده. اين اهداف بيان ميدارند كه چهچيزي چهموقع بايد انجام گيرد.
اهداف كلان
در مقابل اهداف عملياتي، اهداف كلان عبارتند از بيان كلي مقاصد شركت، بدون اينكه نيازي به كمي كردن آنها باشد يا چارچوب زماني مشخصي براي رسيدن به آنها تعئين شود.
استراتژي
منظور از استراتژي راهكارهائي است كه شركت براي رسيدن به ماموريت و اهداف خود در پيش ميگيرد.
خطمشي
يك خطمشي يا سياست رهنمودي گسترده و كلي است كه دو مرحله تدوين استراتژي و اجراي استراتژي را به يكديگر پيوند مي دهد.
پروژه
يك پروژه عبارت است از بيان و اظهار فعاليتها يا اقدامات لازم براي اجراي كامل استراتژي.
مراحل برنامهريزي
در تهيه و تدوين برنامه موردنظر در شركت شهروند طي كردن مراحل ذيل پيشبيني ميشود. اين مراحل بر اساس اصول مدون مديريت استراتژيك و با توجه به ماهيت فعاليت اقتصادي شركت شهروند تنظيم شدهاند و سعي گرديده است تمامي نكات و مسائل برنامهريزي علمي در آن رعايت گردد.
1- تحليل استراتژيك
اين مرحله شامل بررسي فعاليت اقتصادي شركت و محيط اين فعاليت ميباشد. اين بررسي داراي دو روش اساسي است كه عبارتند از اول بررسي نقاط ضعف و قوت شركت با استفاده از يك بررسي داخلي و دوم، تعئين فرصتها و تهديدهاي پيشروي شركت از طريق بررسي محيط خارجي فعاليت شركت كه با استفاده از آن ميتوان مزيتهاي رقابتي پايدار را براي شركت تبئين نمود. با اين بررسيها ميتوان تعئين نمود كه وضعيت شركت در حال حاضر چگونه است و چگونه ميتواند فعاليت خود را به بهترين نحو ادامه دهد. همچنين اگر شركت بخواهد در آينده در بازار موردنظر خود غالب باشد اين بررسيهاي اين مرحله ويژگيهاي مورد نياز را بدست خواهند داد.
2- تعئين اهداف و مقاصد شركت
نتايج اين مرحله نشان ميدهد كه شركت در حالحاضر در چه موقعيتي است و در آينده چه موقعيت و وضعيتي ميخواهد داشته باشد. اين مرحله از چند بخش ميتواند تشكيل شود از جمله: اهداف كلي و كلان شركت، اهداف عملياتي شركت، عملكرد گذشته، تجارب گذشته در بازار و .... كه تا بحال اهداف كلان موردنظر در شركت تهيه و تنظيم گرديدهاند. علاوه بر اين در اين مرحله بايد در مورد ماموريت، موقعيت و جهتگيري كلي شركت و فعاليتهاي آن نيز تصميمگيري شود.
3- تحليل گزينههاي استراتژيك
تا اين مرحله با اجرا كردن مراحل قبلي مزيتها و عدم مزيتهاي شركت و نيز اهداف و مقاصد شركت مشخص شدهاند. در اين مرحله گزينههاي پيشروي شركت مورد بررسي قرار ميگيرند و عملكردها در زمينه متغيرهاي كليدي و عوامل موفقيت مورد آزمون قرار ميگيرند. هدف كلي اين مرحله ايجاد يكسري گزينهها در رابطه با عملكردهاي اجرائي و استراتژيك است طوري كه نيازهاي عملي و اجرائي رسيدن به اهداف شركت برآورده شوند.
4- برنامه استراتژيك
در اين مرحله مستندات نهائي برنامه تهيه مي شوند. جزئيات فعاليتهاي اجرائي در زمينههاي مختلف همراه با سطوح عملكردها و حتي زمانبندي مربوطه در اين مستندات مورد توجه قرار خواهند گرفت. با توجه به مطالب پيشگفته برنامه نهائي طوري تنظيم خواهد شد كه ضمن برآوردن اهداف شركت، انتظارات و حتي تصورات مديران شركت نيز برآورده شوند.
در طي اين مراحل لازم است از تكنيكهاي خاصي استفاده شود. بخصوص براي اجراي مرحله اول لازم است اطلاعات مشخصي از واحدهاي شركت اخذ شده و بصورت ويژهاي تنظيم شوند. اين تكنيكها و اطلاعات در قسمت بعدي مورد بررسي بيشتري قرار ميگيرند.
تكنيكهاي برنامهريزي
وقتي " دانالد لامبرتي فروشگاه بزرگ كيسيز را در سال 1967 در شهر دس مونز ، ايالت ايوا تاسيس كرد، استراتژي را كه در آن زمان طراحي و تدوين كرد براي صنعت فروشگاهي ناشناخته بود. براساس اين استراتژي وي به جاي توجه به مناطق پيراموني بزرگ در شرق، غرب و جنوب آمريكا كه از پتانسيل فروش بالايي برخوردار بودند، به شهرهاي كوچك واقع در قلب منطقه كشاورزي ايالت ميدوست توجه نمود و به اين بازارهاي كوچك فراموش شده توجه ويژهاي مبذول داشت طوري كه تا سال 2000، كيسيز، 1118 فروشگاه در ميدوست تاسيس كرده بود. در همين راستا زمانيكه بسياري از فروشگاههاي مشابه ديگر تلاش مي كردند سود نشان بدهند و از ورشكستگي، فرار كنند كيسيز از حيث سودآوري ركورددار بود.
كيسيز موفق بود ، چون توانست با توجه به نقاط قوتي كه در خود ميديد و بر اساس فرصتهائي كه پيشروي وي وجود داشت، بهترين برنامهها را تهيه كند و اثرات سوء تهديدات خارجي و نقاط ضعف خود را به حداقل برساند.
اين دقيقا همان تعريف ماتريس Swot است كه بنگاه اقتصادي بر اساس آن همواره در تلاش است، نقاط ضعف خود را به حداقل برساند و اثرات سوء تهديدات خارجي را خنثي كند و با توجه به نقاط قوتي كه در خود مي بيند از فرصتهاي موجود در محيط خارجي بطور شايسته استفاده بكند.
منابع:
ديويد هانگر،جي،مباني مديريت استراتژيك،ترجمه دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي ، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، تهران ،1381،ص15
ديويد،فردآر،مديريت استراتژيك،ترجمه دكتر علي پارساييان و دكتر سيد محمد اعرابي، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، تهران،1382،ص48
ديويد،فردآر، ترجمه دكتر علي پارساييان و دكتر سيد محمد اعرابي ،همان منبع،ص50
زياري،كرامت الله، اصول و روشهاي برنامه ريزي منطقه اي، دانشگاه يزد ، يزد،1378،ص16

