تبليغاتX
توسعه روستایی و کشاورزی

چهارشنبه 4 مهر1386

روشهاي پژوهش در روستا

هرگونه برنامه‌ريزي يا تصميم‌گيري در مورد جامعه روستايي و منابع معيشت در روستاها بايد با شناخت كافي از آن صورت گيرد. بدون شناخت دقيق وضعيت موجود، نيازها و خواسته‌هاي يك جامعه، نمي‌توان در مورد تغييراتي كه مي‌تواند در آينده انجام پذيرد، پيش‌بيني يا تصميم‌گيري درستي داشت. اطلاعات اولين چيزي است كه در اين فرآيند موردنياز است. اطلاعات موردنياز را مي‌توان به روش‌هاي مختلفي مانند بررسي اسنادي، مشاهده، مصاحبه، سرشماري و پرسشنامه گردآوري كرد. اين روش‌ها در يك تحقيق روستايي در كنار هم و به صورت توأم مي‌توانند به كار گرفته شوند (دياس، 1983). در ادامه به بررسي روش‌هاي پژوهش در جامعه روستايي پرداخته مي‌شود.

1) روش‌هاي پيمايش

1-1) روش پيمايش شناسايي

براي شناخت سريع شرايط موجود در يك روستا، اولين گام به كارگيري روش پيمايش كلي است كه به آن پيمايش شناسايي هم مي‌گويند. اين روش زمان و پول كمتري را مي‌طلبد و براي شناخت كلي، مشكلات و موانع موجود درباره موضوع كاملاً مناسب است. تشخيص گروه‌ها و قشربندي‌هاي جمعيتي موجود در جوامع روستايي مشكل‌ترين كاري است كه درباره اين نوع پيمايش كلي وجود دارد (دياس، 1983).

1-2) روش پيمايش نمونه‌اي

اگر بخواهيم اطلاعات مشخصي در زمينه‌هاي خاص مثل منابع درآمد، هزينه، حجم مصرف موادغذايي، وضعيت خانوارها، مهاجرت و غيره به دست آوريم، روش پيمايش كلي وسيله مناسبي نخواهد بود. امكان جمع‌آوري اطلاعات از تك‌تك افراد جامعه كه به آن تمام شماري يا سرشماري مي‌گويند نيز در بسياري از موارد به دليل هزينه بالا و زمان زياد موردنياز و در دسترس نبودن تمامي افراد جامعه، ميسر نيست. براي حل اين مشكل مي‌توان با انتخاب گروه كوچكي از يك گروه بزرگ و جمع‌آوري اطلاعات از گروه كوچك، نتيجه به دست آمده را به كل تعميم داد (دلاور، 1380).

2) روش‌هاي ارزيابي سريع روستايي

اين روش براي كسب شناخت دقيق، سريع و كم هزينه و علاوه بر آن تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي مشاركتي بكار مي‌رود. اين روش به افراد خارج از سيستم روستا، براي درك بهتر آن از طريق روش‌هاي مشاهده و گفتگوي مستقيم با مخاطبان، كمك مي‌كند. اين ارزيابي وسيله‌اي مناسب براي كسب اطلاعات براي برنامه‌ريزي توسعه روستايي در شرايطي است كه وقت، پول، و يا نيروي انساني كافي براي استفاده از روش‌هاي سنتي پيمايش‌هاي اجتماعي وجود نداشته باشد. در گذشته تنها منبع جايگزين، اطلاعات مشاهده‌اي سطحي بود كه اغلب براساس ضرورت‌هاي فوري موجود در ناحيه موردنظر انجام مي‌شد و به همين دليل به آن گردشگري توسعه روستايي مي‌گفتند. در اين نوع مشاهده داده‌هاي غيرمعتبري به دست مي‌آمد كه سوگيري آن به نفع ناحيه‌هايي بود كه دسترسي به آنها از طريق جاده آسان بود (كان يرز، 1381).

به دليل آنكه فنون جمع‌آوري داده در اين نوع ارزيابي اغلب مستلزم مشاركت فعال مردم محلي است، اين اصطلاح به ويژه رابطه تنگاتنگي با برنامه‌ريزي مشاركتي يافته است، و بنابراين بعضي از اوقات از اين اصطلاح براي بيان رهيافت برنامه‌ريزي مشاركتي همه جانبه استفاده مي‌شود. براي رسيدن به اهداف برنامه‌ريزي مشاركتي يعني برنامه‌ريزي برپايه نيازها و ضرورت‌هاي واقعي جامعه روش‌هايي ابداع شده است كه روش ارزيابي سريع روستاي، ارزيابي اجتماعي ، ارزيابي مشاركتي روستايي، روش‌هاي آموزش مشاركتي و روش ارزيابي سريع از جمله اين روش‌ها هستند. اين روش‌ها از جمله روش‌هاي ارزيابي مشاركتي روستايي عمدتاً توسط سازمان‌هاي جهاني ابتدا در عرصه توسعه روستايي و جوامع محلي در زمينه برنامه‌ريزي مشاركتي به كار گرفته شدند و سپس به عنوان روش‌هاي مشاركتي كارآمد در ساير عرصه‌هاي برنامه‌ريزي مشاركتي گسترش يافتند. در واقع روش ارزيابي سريع روستايي دامنه وسيعي از روش‌هاي مشاركتي را شامل مي‌شود كه در مراحل مختلف فرآيند برنامه‌ريزي به كار گرفته مي‌شود. (Mascarenhas and others, 1991)

ارزيابي سريع روستايي روشي براي كسب شناخت دقيق و برنامه‌ريزي مشاركتي شامل چهار مرحله است (جمعه‌پور، 1380):

اول: طرح مسئله يا شناسايي مسائل و مشكلات

دوم: دسته بندي مسائل يا طبقه بندي اطلاعات به دست آمده

سوم: اولويت بندي يا تعيين گروه مسائل مطرح شده

چهارم: طرح‌ريزي يا تهيه برنامه براساس اولويت‌هاي به دست آمده

 

3) مشاهده مشاركتي

اصطلاح مشاهده عبارت است از جمع‌آوري داده توسط فرد يا افرادي كه به طور فعال در يك موقعيت به سر مي‌برند و وظيفه‌اي غير از جمع‌آوري داده برعهده دارند، چنين افرادي نقش دوگانه ايفا مي‌كنند، يعني علاوه بر انجام دادن كارهاي عادي روزانه، به جمع‌آوري داده‌ها نيز مي‌پردازند. از اينرو مشاهده مشاركتي وسيله‌اي نسبتاً با صرفه براي جمع‌آوري داده‌هاست و در نتيجه، اغلب در زمره مجموعه فنون ارزيابي سريع روستايي به شمار مي‌رود. مشاهده مشاركتي روشي جا افتاده براي جمع‌آوري داده‌هاست كه پيش از شكل‌گيري مفهوم ارزيابي سريع روستايي به كار مي‌رفته است و از جهتي اين فن تناسب خاصي با برنامه‌ريزي بخشي دارد (كان يرز، 1381).

 


 

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 10:35 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 مهر1386

برنامه ريزي چيست؟

منافع و اهميت برنامه‌ريزي

با برنامه‌ريزي صحيح و سنجيده بنگاه اقتصادي اين امكان را مي‌يابد كه به شيوه‌اي خلاق و نوآور عمل كند. بسياري از مفاهيم و تكنيك‌هاي مورد استفاده در برنامه‌ريزي بلندمدت كه بعضا‌ برنامه‌ريزي استراتژيك و يا مديريت استراتژيك نيز ناميده مي‌شود، توسط بسياري از شركتها و مؤسسات مورد استفاده واقع شده است و نتايج رضايت بخشي را به ارمغان آورده است. در حال حاضر بيش از 75% شركتها و مؤسسات از روش‌هاي مختلف برنامه‌ريزي بلندمدت يا مديريت استراتژيك استفاده مي‌كنند، در حاليكه در سال 1979 ميلادي مقدار آنها به كمتر از 25% مي رسيد.

البته بايستي توجه داشت كه برنامه‌ريزي صرف نمي‌تواند موفقيت شركت يا بنگاه اقتصادي را تضمين كند. اگر برنامه‌هاي مورد نظر در نظام برنامه‌ريزي بصورت تصادفي به اجرا درآيند، ناكارآمد خواهد بود و چيزي جز ويراني و صرف هزينه به بار نخواهد آورد. براي مثال، مديرعامل شركت هرشي (Hersheys) كه يك شركت شكلات‌سازي است، موفقيت خود را به حساب برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك مي‌گذارد و معتقد است: مسير زندگي شركت از طريق برنامه‌ريزي براي دوره هاي بلندمدت تعيين مي‌شود و ترديدي نيست كه ما در نظر داريم در آينده به اين فرآيند تكيه كنيم و آن را تقويت نماييم.

مؤسسات و يا بنگاههايي كه برنامه‌ريزي را در اولويت كاري خود قرار مي‌دهند ، مي‌توانند منافع مالي و غيرمالي فراواني را عايد مؤسسه يا بنگاه اقتصادي نمايد. براي مثال دو پژوهشگر به نامهاي "كوك و فريس" گزارش كردند كه بر اساس تحقيقاتي كه انجام داده‌اند، عملكرد  بسيار عالي شركت‌هاي مورد تحقيق، گوياي ديدگاه استراتژيك و توجهي است كه آنها به دوره‌هاي بلندمدت‌تر در برنامه‌ريزي داشته‌اند. شركتهايي كه عملكرد عالي دارند، بصورت منظم برنامه‌ريزي مي‌كنند تا همواره آماده رويارويي با نوسانات و تغييراتي باشند كه در محيط‌هاي داخلي و خارجي شركت رخ مي دهد. از سوي ديگر اغلب شركتهايي كه عملكرد ضعيف دارند به فعاليتهايي مي پردازند كه كوتاه بينانه است و به هيچ وجه شرايط آينده را پيش بيني نمي كنند و در نظر نمي‌گيرند.

مايكل آلن نيز در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيده است كه برنامه‌ريزي يا همان مديريت استراتژيك فعاليت‌هاي اقتصادي در بسياري از موارد توانسته است، عملكرد شركتهايي مانند جنرال الكتريك و امريكن اكسپرس را بهبود بخشد. در اصل برنامه‌ريزي علاوه براينكه به اين شركتها كمك مي‌كند دچار مشكلات مالي نشوند، منافع محسوس ديگري نيز به آنها مي‌رساند، مانند افزايش آگاهي از تهديدات خارجي، استفاده بهتر از فرصت‌هاي موجود در محيط خارجي و نيز تقويت آينده نگري.

بطور حتم شركت خدماتي كالاي شهروند نيز بعنوان بنگاهي اقتصادي كه در محيط بسيار متغير اقتصادي فعاليت مي‌كند و ضمن كسب سودي منطقي و اقتصادي، هدف بهبود رفاه شهروندان و مشتريان خود را نيز دنبال مي‌نمايد، از اين قاعده مستثني نيست. بنابراين يكي از شرايط موفقيت شركت شهروند در فعاليت‌هاي اقتصادي دارابودن برنامه‌اي مدون، منسجم و جامع است.

علاوه بر منافع ذكر شده در بالا، با يك برنامه‌ريزي صحيح مي‌توان در كاركنان، ايجاد انگيزه كرد كه البته براي اينكار بايد كاركنان در تدوين برنامه مشاركت داده شوند تا بتوانند امور و جريانهاي مورد نظر در تهيه برنامه را درك كنند و نسبت به اجراي برنامه تعهد بيشتري از خود نشان دهند. همچنين يك برنامه‌ريزي خوب مي‌تواند بر عملكرد فرد و سازمان تاثير مثبتي داشته باشد. برنامه ريزي اين امكان را براي بنگاه بوجود مي آورد كه فرصتهاي موجود در محيط را شناسايي و از آنها بهره برداري كند و اثرات تهديدات خارجي را به به پايين ترين حد ممكن تقليل دهد .

در دنياي امروز بندرت شركت يا بنگاه اقتصادي يافت مي‌شود كه برنامه دقيقي از فعاليت‌هاي آتي خود نداشته باشد، و اگر چنين بنگاهي يافت شود شايد به نحوه تفكر مديران اينگونه شركت‌ها برگردد. استدلال مديران اينگونه شركتها مي تواند اين باشد كه آنها وقت كافي ندارند تا قسمتي از آن را به امور برنامه‌ريزي اختصاص دهند و يا اينكه با يك ديد منفي نسبت به فرايند و نتايج برنامه‌ريزي نگاه مي‌كنند و معتقدند تنها چيزي كه از برنامه‌ريزي عايد خواهد شد فقط گرد و غبارهايي خواهد بود كه بر روي اين برنامه ها مي‌نشيند.

اگر برنامه‌ريزي فقط در چند برگ گزارش خلاصه شود و بدون پشتوانه اجرايي باشد، بطور حتم اينگونه خواهد بود. بنابراين در برنامه‌ريزي آنچه كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، نحوه اجراي برنامه‌هاي حاصل از آن مي‌باشد. اگر بهترين برنامه نيز نوشته شود ولي به‌درستي اجرا نشود ، نتيجه بخش نخواهد بود.

برنامه‌ريزي چيزي بيش از اينست كه از طريق آن گذشته را با حال و يا حال را با آينده، مقايسه كرد. برنامه‌ريزي اين امكان را براي بنگاه اقتصادي بوجود مي‌آورد كه خود را با دنيايي كه  لحظه به لحظه در حال تغيير است، وفق دهد و از فرصت‌هاي ايجاد شده حداكثر بهره‌برداري را بعمل آورد. بعبارت ديگر در برنامه ريزي بايد حالت پويايي و ديناميك وجود داشته باشد.

اهداف برنامه‌ريزي

اهدافي را كه در برنامه‌ريزي براي مجموعه فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شهروند مي‌توان دنبال نمود و مدنظر قرار داد، عبارت خواهند بود از:

-        پيش‌بيني اوضاع كلي اقتصادي جامعه و هماهنگ نمودن فعاليت اقتصادي با آن

-        استفاده بهينه از امكانات موجود در توزيع كالا و خدمات

-        كمك به هرچه بهتر برآوردن نيازهاي مردم به خدمات مختلف كالائي

-        بسترسازي در جهت بهبود استانداردها و كيفيت خدمات كالايي

-        بهبود امكانات اقتصادي و مالي شركت

-        به حداقل رساندن ريسك‌هاي مترتب بر فعاليت خرده‌فروشي بعنوان فعاليت غالب شركت

-        پيش‌بيني اوضاع اقتصادي شركت در آينده و تلاش در جهت رفع كمبودها و نقاط ضعف

-        كسب حداكثر كارائي ممكن در فعاليت اقتصادي و خدمت به شهروندان

علاوه بر اينها ، برنامه‌ريزي باعث مي‌شود كه اين امكان را براي فروشگاه‌هاي شهروند بوجود آورد تا زمان و منابع را به شيوه‌اي اثر بخش و كارا به فرصت‌هاي شناخته شده تخصيص دهد و همچنين اثرات شرايط نامساعد و نامطلوب را براي شركت به حداقل برساند.

تعريف  

برنامه

برنامه، نمايش منظم و يا رعايت سلسله مراتب فعاليت‌هاي مربوط به هم و نيز مربوط به يك رشته تصميمات منظم و بر حسب دوره هاي زماني مختلف است.

برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي، تصميمات منظم بر اساس سلسله مراتب عمليات است. "فريد من" نيز برنامه‌ريزي را نوعي تفكر درباره مسائل اجتماعي ، اقتصادي ، تعريف نموده كه ويژگيهاي جهت‌گيري و آينده‌نگري بصورت عملي در روابط، اهداف و تصميمات همه جانبه را دارا بوده و بشدت در زمينه خط مشي و برنامه از جامعيت برخوردار مي‌باشد. از لحاظ سيستمي نيز، علم اداره و كنترل سيستم‌ها را بمنظور بهبود زندگي انسانها، علم برنامه‌ريزي مي‌نامند.

" پوريت " معتقد است، برنامه‌ريزي، مجموعه اقداماتي است كه براي رسيدن به اهداف معين انجام مي‌گيرد. بعبارت ديگر برنامه‌ريزي، اقدام نظام يافته‌اي است كه براي موثر بودن بايستي ويژگيهاي ذيل  را دارا باشد:

1-    اهداف كمي بايد مشخص باشند.

2-    راههاي مختلف ممكن براي رسيدن به اهداف بايد مشخص باشند.

3-    منابع موجود براي رسيدن به اهداف ، شناسايي شوند.

4-    فرآيند اجرا بايد در نظر گرفته شود.

برنامه‌ريزي داراي تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي است. بطور كلي برنامه‌ريزي را از دو جهت مدت و تمركز تقسيم‌بندي مي‌كنند. انواع برنامه‌ريزي از جهت مدت زمان  به شرح ذيل مي باشند:

-        برنامه‌ريزي درازمدت (25-10سال)

-        برنامه‌ريزي ميان مدت (7-3سال)

-        برنامه‌ريزي كوتاه مدت (2-1سال)

همچنين تقسيم‌بندي برنامه‌ريزي از نظر تمركزبه شرح ذيل مي‌باشد:

-        برنامه‌ريزي متمركز

-        برنامه‌ريزي غيرمتمركز

-        برنامه‌ريزي جامع

برنامه‌ريزي غيرمتمركز يا از پايين به بالا، فرآيندي است در راستاي مشاركت كاركنان در برنامه‌ها و برنامه‌ريزي متمركز يا از بالا به پايين، فرآيندي است كه در آن امكانات و منابع و نيازها در سطوح بالاي برنامه‌ريزي، بر اساس اطلاعات تهيه شده در سطوح پايين‌تر تهيه مي‌گردند، اين نوع از برنامه‌ريزي توسط مديران مركزي انجام مي‌گيرد و به واحدهاي زير دست، ارجاع مي‌گردد. برنامه‌ريزي جامع، كاملترين نوع برنامه‌ريزي است و در واقع تركيبي از برنامه‌ريزي‌هاي متمركز و غيرمتمركز مي‌باشد.

بر اين اساس تدوين برنامه ميان‌مدت مجموعه فروشگاههاي شهروند از نظر زماني، ميان مدت (5ساله) خواهد بود. همچنين در اين برنامه‌ريزي از برنامه‌ريزي جامع استفاده خواهد شد، يعني برنامه‌ريزي موردنظر بصورتي خواهد بود كه علاوه براينكه اهداف مورد نظر مديران رده بالا مدنظر قرار خواهد داد، به اهداف و نظرات مديران رده پايين نيز توجه خواهد داشت و آنها نيز در فرايند برنامه‌ريزي سهيم خواهد بود.

ماموريت

ماموريت شركت مقاصد آن شركت است، يا در واقع فلسفه وجودي شركت را بيان مي‌دارد. ماموريت تنها به وضعيت كنوني شركت مربوط نمي‌شود بلكه به آنچه كه مي‌خواهد بشود نيز مي‌پردازد

اهداف عملياتي

عبارتند از نتايج پاياني فعاليت برنامه‌ريزي شده. اين اهداف بيان مي‌دارند كه چه‌چيزي چه‌موقع بايد انجام گيرد.

اهداف كلان

در مقابل اهداف عملياتي، اهداف كلان عبارتند از بيان كلي مقاصد شركت، بدون اينكه نيازي به كمي كردن آنها باشد يا چارچوب زماني مشخصي براي رسيدن به‌ آنها تعئين شود.

استراتژي

منظور از استراتژي راهكارهائي است كه شركت براي رسيدن به ماموريت و اهداف خود در پيش مي‌گيرد.

خط‌مشي

يك خط‌مشي يا سياست رهنمودي گسترده و كلي است كه دو مرحله تدوين استراتژي و اجراي استراتژي را به يكديگر پيوند مي دهد.

پروژه

يك پروژه عبارت است از بيان و اظهار فعاليت‌ها يا اقدامات لازم براي اجراي كامل استراتژي.

 

 

 

نوشته شده توسط طهماسب مقصودي در 10:31 |  لینک ثابت   •